فکر کنم، سه ماه پیش بود که با خبر شدم کتابی با عنوان: گفت گو با آل پاچینو، اثر لارنس گرابل, ترجمه: فرزاد فربد، «نشر پنجره» منتشر شده است. از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم . کتاب در شهر خودمان موجود نبود. ولی به لطف پسر عمویم، چند روز بعد به دستم رسید. آنقدر هیجانزده و خوشحال بودم که توصیفش برایم مشکل است تقریبا 2 ماه کتاب روی میزم بود و همیشه جلوی چشمانم! ، دلم نمی آمد بازش کنم! نمی دانم چرا. می دانید، قبلا مطالب زیادی در مورد آل خوانده ام، همه این را می دانند که پاچینو زیاد اهل مصاحبه نیست. طی کل دوران زندگی اش ، این گفتگو با لارنس گرابل، کامل ترین و بهترین مصاحبه ایست که صورت گرفته است. و شاید هم آخرین باشد. بالاخره تصمیم گرفتم این گفتگو را بخوانم. با اینکه با حوصله شروع به خواندن کردم، 1 روزه تمامش کردم، حتی به شب هم نرسید. کتا ب با یک پیشگفتار از آل و و مقدمه ای از گرابل آغاز می شود و بعد مصاحبه ای که تا آخرین کلمه دست از سرتان بر نمی دارد. صفحه های پایانی کتاب هم اختصاص داده شده به تصاویری از دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و فیلم هایی که آل در آنها نقش داشته است. بعد از خواندن مصاحبه همه چیز دستم آمد، الان فقط آل را ندیده ام. جالب بود. خلاصه ای کوتاه از گفتگو را برایتان گذاشته ام که بخوانید، امیدوارم خوشتان بیاید...

بعضی از کارهای عجیبی که داشتی چه بوده است؟
نامه رسان، سرایدار و فروشنده کفش بودهه ام ؛ در میوه فروشی دارو خانه هم کار کرده ام! کنترلچی سینما هم بودم. مردم همیشه ازم می پرسیدند:«فیلم کی شروع می شود» همه جور سوالی می پرسیدند: «فیلم خوبی است». بالاخره فهمیدم مردم به هر چه که من میگویم گوش می دهند. آخر من کنترلچی بودم، درست؟ یک روز با یک کنترلچی دیگر شرط بستم که می توانم کاری کنم مردم در خیابان صف ببندند. بعد به مردم گفتم به خاطر شلوغی باید توی خیابان صف ببندند، جلوی (سینما) بلومینگ دیل.
و کسی چیزی نگفت؟
نه همان جا صف بستند.
پس شرط را بردی. پولت را داد؟
اخراج شدم.
برای آماده شدن در نقش «سرپیکو» مدتی را با فرانک سرپیکو واقعی گذراندی؟
بله، بیشتر سعی کردم وقتم را فرانک بگذرانم. یک بار در ویلای اجاره ای من در مانتاک بودیم. با خودم گفتم خوب بگذار من هم مثل بقیه یک سوال احمقانه بپرسم که این بود: چرا، فرانک؟ چرا این کار را انجام دادی؟ گفت: خوب، آل، نمی دانم. شاید باید بگویم چون اگر این کار را انجام نمی دادم وقتی به یک قطعه موسیقی گوش می دادم، نمی دانستم کی هستم!
کدام بازیگرها را تحسین می کنی؟
در بین بازیگران بعد از براندو، من به آنها بازیگران بعد از براندو می گویم. خیلی از بازیگرها، بازیگرهای خوبی هستند... نمی دانم . جرج سی. اسکات.
ودیگر؟
گری کوپر یک پدیده بود. در گرفتن و بالا بردن یک نقش و چنان اعتباری به آن بخشیدن قابل بود. . یکی از عالی ترین ها بود. چارلز لاتن بازیگر مورد علاقه من بود. جک نیکلسن هم وجهه ی خاصی دارد؛ او هم خوب است. رابرت میچم عالی است. لی ماروین هم همین طور. و پل نیومن. از وارن بیتی هم خوشم می آید، بیشتر یک برنامه ریز است، تهیه کننده، راهنما، کارگردان، نویسنده، خیلی آدم سینمایی است. برای فرانک سیناترا احترام زیادی قائلم. جولی کریستی، دایان کیتون و مریل استریپ هم بی نظیرند. این ها بازیگران بزرگی هستند.
کدام کارگردان ها را تحسین می کنی و دوست داری روزی با آنها کار کنی؟
جان هیوستن و رابرت آلتمن. آلتمن را خیلی دوست دارم. با نحوه کارش آشنا نیستم . فقط می دانم آدمی است که دیدگاه خاص خود را دارد. وقتی فیلمی می سازد حس می کنی چیزی در جریان است. مک کیب و خانم میلر فیلم فوق العاده ایست. شخص دیگری که دوست دارم سام پکین پا است. نمی دانم چه اتفاقی برایش افتاد، اما دلم میخواهد با او کار کنم.
آخرین بار کی کلاه سرت رفت؟
یک بار جیمز کان سرم رفت. و این اتفاق هنوز هم می افتد. مگر نه؟ یالا، آن ضبط صوت را خاموش کن تا مج بیاندازیم.
تو کلی داستان راجع به ماشین داری. یادت هست وقتی داشتی به سندنز لندینگ برمی گشتی و ماشینت توی برف و بوران خراب شد؟ مجبور شدی توی خانه یک غریبه بنشینی و تلویزیون تماشا کنی تا یکی بیاید تورا ببرد.
آره، شانس داشتم که مرا راه دادند. خانم خانه شش تا بچه داشت. کنار من نشست و گفت: «کی باور می کند من در نشیمن خانه خودم کنار تو نشسته باشم و گری کوپر را در فیلم سرچشمه دیده باشم.
هیچ وقت برگشتی تا از آنها تشکر کنی؟
روز بعد یک سبد گل و میوه برایشان فرستادم.

کار کردن با فرانسیس فورد کاپولا چطور بود؟
انسان بزرگی است. برای همین است که چنین کارهایی انجام می دهد. چون واقعا گوش شنوا دارد. یکی از هوشمندترین آدم هایی است که تا به حال دیده ام.
براندو را با جیمز دین در آن دوره چطور مقایسه می کنی؟
جیمز دین غزل بازیگری بود. مارلون سیاره ای است از آن خود، موفقیت روی او اثر خوبی نداشت، همیشه احساس کرده ام مارلون که واقعا نابغه بود، بعدها از این که بازیگر است نارحت بود.
نسل قبل از تو سه بازیگر اصیل را تربیت کرده که بقیه از آنها تقلید می کنند: مارلون براندو، مونتگمری کلیفت و جیمز دین. سه بازیگر نسل بعد کدام ها هستند؟
سه تا داریم: شان پن، جانی دپ و راسل کراو. باید با هم در برادران کارامازوف بازی کنند.


