
داستان وست ساید(1961)
همان داستان رمئو وژولیت است که به نیویورک معاصربازگردانده شده است. دودلباخته
جوان ماریا(ناتالی وود)و تونی (ریچارد بیمر) نه فقط به خاطر اختلافات طبقاتی ناگزیر
به جدایی و دوری اند- بلکه به خاطر برخوردهای دوگروه خیابانی درغرب نیویورک-
یعنی پورتوریکویهایی ها وگروه سفید پوستها. نمایش موزیکال وست ساید ازصحنه آرایی
استیلیزه وتئاتری استفاده کرده بود اما وایز قصه را به خیابانهای منهتن برد وتصویرهای
سرزنده وباطراوت دانیل فا پ – نقاشی های بن شان را به یاد می آورد. آرتورنایت فیلم را اثری هنری وموفقیت آمیز خواندکه از(صحنه آغازفیلم که با هلیکوپتربرفرازآسمان ……
خراش های نیویورک آرام آرام پایین می آید تا به انگشتان چنگ زده جوانی ازگروه سفید
ها درزمین بسکتبالی دروسط محله رسید وما خیلی زود درمی یابیم که آن نمایش موزیکا ل
برای دوربین طراحی واقتباس شده… تمام کوشش کارگردان درطول فیلم- رفتن به سوی-
کیفیت برتر است. کیفیتی که اجرای آن به برادوی آورد. حداقل از نظرمن نه فقط دراحراز
این کیفیت موفق بوده است بلکه از نسخه تئاتری اصلی فراترهم رفته است. اکثرمنتقدان -نظری مشابه این داشتند اما چند نظر مخالف هم ابراز شد ازآن جمله پالین کیل نوشت: یک
موزیکال بزرگ برای کسانی که فیلم موزیکال دوست ندارند) وجان راسل تیلر آن را فیلمی
دانست که (هیچ وقت تکلیفش را روشن نمی کند که آیا یک موزیکال نئورئالیست بادیدگاهی
جامعه شناسانه است یا یک فانتزی خوب قدیمی هالیوودی برای ستارگانش)
داستان وست ساید که موفقیت عظیم تجارتی هم به همراه داشت- ده جایزه اسکاربرد:بهترین
کارگردانی برای وایز- بهترین فیلم برای وایزبه عنوان تهیه کننده- بهترین بازیگرنقش دوم
مرد(جرج چاکریس)- بهترین بازیگر نقش دوم زن(ریتا مورنو)- بهترین فیلمبرداری رنگی
بهترین طراحی صحنه( برای بوریس لوین)- بهترین تدوین( تامس سانفورد) بهترین طراح
لباس( ایرن شاراف) بهترین موسیقی و بهترین صدا ونیزیک جایزه ویژه اسکاربرای جروم
رابینز برای طراحی رقص او. انجمن منتقدان فیلم نیویورک آن را بهترین فیلم سال دانستندو
وایزجایزه بهترین کارگردانی را از انجمن کارگردانان هم گرفت.


