
من رویایی دارم...
...................................
بادوستان اینجاجمع میشویم و ساعات فراموش نشدنی را سپری می کنیم.
....................................
در دنیا هیچکس پیدا نمیشه که صددرصد حقیقت رو بگه! سوزان هیوارد در(باغ شیطان)
...................................
شهرت اولین رسوائیه! چون همه میدونن کی هستی. چون خدا میدونه کی هستی! آل پاچینو در (بدنام محلی)
...................................
همیشه پایان یک فیلم پایان یک زندگی است. سام پکین پا.
..................................
نابودی و انقراض شما نزدیکه! گرتا گاربو در (نینوچکا)
..................................
چه گونه است که تو با خودت بیگانه ای؟ (کمدی اشتباهات) ویلیام شکسپیر.
..................................
جمهوری! آهنگ این کلمه را دوست دارم. جان وین در (آلامو)
..................................
نیکی کن و ناپدید شو. از فیلم (داستان راهبه)
..................................
آدم خسته خیلی حرف ها میزنه! گری کوپر در (ماجرای نیمروز)
.................................
هیچ وقت اجازه نمیدم کسی سقوط کنه! همفری بوگارت در(سیرای مرتفع)
.................................
وظیفه من پیش از هر چیز آن است که شما را وادارم که ببینید. (دیوید وارک گریفیث)
................................
آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است. (آلبرکامو)
...............................
هیچ وقت معذرت خواهی نکن! این کار نشانه ضعف آدم هاست! جان وین در (دختری با روبان زرد)
..............................
هرکی جم خورد بکشش! ویلیام هولدن در (این گروه خشن)
.............................
آدم بد وجود نداره/اونها فقط در جاهای بد قرار میگیرن! توشیرو میفونه در (سگ ولگرد)
............................
رنگین کمان را دنبال کن اما منتظر معدن طلا در انتهای راه نباش ! آلن لد در (یک پا در جهنم)
...........................
خنده در حقیقت نشانی از آزادی ست. (رنه کلر)
..........................
تا حالا به زمان فکر کردی؟ بت دیویس در (پیروزی تیره)
.........................
فیلم های خوب، دیگه همشون ساخته شدن! از فیلم (هدف ها)باگدانوویچ
........................
جنایتکارا عاشق نمیشن، فقط از روی هوس این کارو میکنن! از فیلم (شهر خدا)
.......................
هرگز نباید گفت هرگز! پل نیومن در (تابستان گرم و طولانی)
......................
ما هرگز مهمان نکشته ایم! سوسن تسلیمی در (مرگ یزدگرد)
......................
افسوس که دیگر از زخم های من بوی افتخار نمی آید. از فیلم (چریکه تارا)