کلانتر: این شهر یه باغ وحش بزرگه. همشون وحشین.

A film by Arthur Penn
The Chase۱۹۶۶
///
این پست رو دوست بسیار عزیزم دانیال تو وبلاگ گذاشت. که مربوط به فیلم (تعقیب) به کارگردانی (آرتورپن) و با بازی (مارلون براندو- رابرت ردفورد و جین فاندا) است. نمی دونستم دانیال اینقدر این فیلم رو دوست داره! دوست خوبم دانیال وبلاگ بسیار خوبی دارد همراه با مطالبی خواندنی که توصیه می کنم حتما سری بزنید. http://www.danny2.blogfa.com
Au hasard Balthazar

Robert Bresson
| Directed by | Robert Bresson |
|---|---|
| Produced by | Mag Bodard |
| Written by | Robert Bresson |
| Starring | Anne Wiazemsky François Lafarge |
| Music by | Jean Wiener |
| Cinematography | Ghislain Cloquet |
| Editing by | Raymond Lamy |
| Distributed by | Cinema Ventures |
| Release date(s) | May 25, 1966 |
| Running time | 95 min. |
| Language | French |
آنان قابل چشم پوشي بودند

جان فورد،1945
فيلمنامه نويس: فرانك وويد، برمبناي كتابي نوشته ويليام وايت.
فيلمبردار: جوزف آگوست- موسيقي متن: هربرت استاتارت- تدوينگران: فرانك اهال و داگلاس بيگز- تهيه كننده: جان فورد - بازيگران: رابرت مونتگمري ،جان وين،دانا ريد ،جك هولت،وارد باند.سياه وسفيد،136 دقيقه.
* داستان مردي كه استفاده از كشتيهاي كوچك جنگي را باب كرد *
از بهترين فيلم هاي جنگي تاريخ سينما، كه صحنه هايي به ياد ماندني، شاعرانه وبه تمام معنا زيبا دارد.زمينه اين داستان،بدترين شكست آمريكا درفيليپين است. فورد، قبل از شروع ساخت اين فيلم به تازگي از جبهه اي بازگشته بود كه به عنوان ناخدا، 13 نفر از افراد گروهش را از دست داده بود. فورد درباره اين فيلم مي گويد: انگيزه ام اين بود كه آنرا دقيقا همانطور كه اتفاق افتاده بود اجرا كنم . ساختن اين فيلم درباره جاني باكلي، عجيب بود- من او را خوب مي شناختم. ما دوستان نزديكي بوديم و در طول جنگ دراروپا،در جناح شرقي، با او همكاري گسترده اي داشتم. حوزه مسئوليت من اطراف «بايو» كه تقريبا كنار ساحل قرار داشت، بود وافراد بسياري از «اس اس» و «گشتاپو» آنجا پراكنده بودند. بناراين به جاي اينكه با چتر، فردي را براي انجام ماموريت بفرستيم، از يك قايق جنگي استفاده كرديم، قايقي كه جاني هميشه كاپيتانش بود. او فقط در صورتي به من اجازه ورود به منطقه را مي داد كه خودش هدايت كشتي را به عهده داشته باشد. در آن حوالي گشت مي زديم و اگرعلامت ها صحيح بودند مي توانستيم وارد منطقه شويم، چون نيروهاي مقاومت به ما گفته بودند كه آلمانيها از اين نهر هيچگاه محافظت نمي كنند. با يك موتور روشن به آنجا مي رفتيم و ماموري را پياده مي كرديم يا اطلاعات جمع آوري مي كرديم و بعد ناپديد مي شديم.
آنان قابل چشم پوشي بودند، درباره يك آخرين دفاع شجاعانه است. اين مفهوم افتخار، در عين شكست يا شكست باشكوه دربسياري از فيلم هاي فورد وجود دارد. فورد در اين باره مي گويد: خب- فكرمي كنم كه اين امر تصادفي است- گو اينكه يك چيز عالي است. اما من هيچگاه متوجه اين امر نبوده ام- منظورم اينست كه آگاهانه به اين كار دست نزده ام، شايد ناخودآگاه بوده. اما از طرف ديگر داستانها را من ننوشته ام. اما خودم آنها را انتخاب كرده ام. من جنگ هايي را كه خودم در آن شركت داشته ام برده ايم، اما اين مايه را دوست دارم. من از پايانهاي خوش نفرت دارم، هيچگاه فيلمي از اين دسته نساخته ام. البته آنان در شكست شان در فيليپين باشكوه بودند و به جنگيدن ادامه دادند.
*حكايتي ازپشت صحنه فيلم *
جان وين هنگام جنگ، از رفتن به خدمت سربازي خودداري كرده بود و بسياربه اين موضوع حساس بود. درحاليكه «فورد» به مناطق جنگي بسيار حساسي رفته بود و به قول خودش (تجربه جنگي خوبي) داشت. در حين فيلمبرداري «آنان قابل چشم پوشي بودند» (وين) كه نقش يك افسر نيروي دريايي را ايفا مي كرد، بايد در صحنه اي به يك افسر ديگرسلام نظامي مي داد. فورد بدون اينكه اشاره اي به اشتباه وين بكند، چند بار برداشت هاي مكرر گرفت و بعد درمقابل تعداد زيادي از دست اندركاران، سر وين فرياد زد:«دوك، نمي توني حداقل يه جوري سلام بدي كه نشون بدي سربازي رفتي؟».

