۱۹۷۲(as Luis Bunuel)
بودن يا نبودن

1942، ارنست لوبيچ.
فيلمنامه: رودولف ماته. برمبناي داستاني از لوبيچ و ملكويرلنگيل.
موسيقي: ميكلوش روشا.
بازيگران: كارول لومبارد،جك بني،رابرت استاك...
اگه خوب بازي نكني، همه مي ميريم،
اگه خوب هم بازي كني، من چيزي رو تضمين نمي كنم!
بودن يا نبودن، يكي از آخرين كمدي هاي لوبيچ است كه داستان آن در آلمان دوران جنگ جهاني دوم مي گذرد. بعد از « دردسر در بهشت » 1932، اين دومين فيلمي است كه از اين كارگردان بزرگ و فريب كار! مي بينم. فيلم ريتم و زمانبندي فوق العاده اي دارد. شوخي ها و ديالوگ هاي فيلم، تماشاگر را تا لحظه آخرسر جايش نگه مي دارد! بازيگران فيلم همه به خوبي و بي نقص در نقش خود ظاهر شده اند. لوبيچ، با بهره گيري ازداستاني درباره تلاش گروهي بازيگر، براي فرار از لهستان تحت اشغال، جرات ساخت فيلمي كمدي درباره جنگ جهاني دوم را يافت. بودن يا نبودن، يكي از بهترين فيلم هاي ساخته شده درباره تئاتراست؛ هدف لوبيچ در اين فيلم، اساسا خود تئاتر نيست، بلكه تئاترجنگ را درذهن دارد. اين فيلم نشان دهنده از ميان رفتن مرزهاي شوخي و جدي است. اثر نافذي است درباره بازيگران و عدم توانايي آنها در مجزا ساختن تصورات و اوهام از واقعيت هاي زندگي. فيلم لوبيچ، حمله به نازيسم و جنبه هاي مخرب آن به استهزاست. لوبيچ دراين اثر، مسير مستقلي را پي مي گيرد، اما شايد تا حدودي هم تحت تاثير شاهكار ضد نازي «چاپلين» يعني «ديكتاتور بزرگ» است.
« خوش مزه گي دشمن هنر است!»
پيكاسو
فیلم هایی که دستکم گرفته شده اند!
شاهکار اول:
نام من هیچکس است!

