هر چه را که شنیده اید، هر چه را که در تمام عمرتان شنیده اید، بگیرید و صد برابر کنید، با این حال هم هنوز تصویر جان فورد به دستتان نخواهد آمد . (جیمز استوارت)
* از کتاب سینمای جان فورد . نوشته پیتر باگدانوویچ .
نگاهی به فیلم های جان فورد .
* 1928 - سلمانی ناپلئون . ( نخستین فیلم ناطق فورد )
اولین فیلم ناطق جان فورد درباره یک سلمانی است که برای یک مشتری لاف می زند که اگر ناپلئون را ببیند چنین و چنان خواهد کرد و متوجه می شود که این مشتری خود ناپلئون است .
* 1928 - سرکار رایلی .
نیویورک. زمان ممنوع بودن فروش و مصرف مشروبات الکلی .
(رایلی)، برعکس (کراس مه یر)، پاسبانی است که تا به حال هیچکس را دستگیر نکرده است و او خیلی از (دیوی) و (مری)، عاشق جوانی که از بدو تولدشان می شناخته، خوشش می آید. هنگامی که (مری) به آلمان می رود، (دیوی) هم به دنبال او می رود و (رایلی) فرستاده می شود تا او را به اتهام اختلاس بازگرداند. ولی آبجو آنجا فراوان است! و زن جوانی به نام (لینا) هم آنجاست. (دیوی) به سختی قادر می شود که (رایلی) را سوار کشتی بازگشت کند و (لینا) هم با آنان می رود. (دیوی) تبرئه می شودو معلوم می شود که (لینا) خواهر (کراس میر) است.
فورد گفته است: « این داستانی بود که واقعا رخ داده بود و من فکر کردم که ایده خنده داری است. »
* 1929 - گردن کلفت .
(گردن کلفت) دلش می خواهد کاری کند که دوست دخترش خوشش بیاید ومی خواهد فراتر از یک باربر چمدان از خودش بسازد، ولی تمام تلاشهایش نقش برآب می شود و او مانند پدر دوست دخترش، لکوموتیوران می شود. هنگامی که گروهی سارق ترن سعی در دزدیدن جواهرات یک عضو خاندان سلطنتی که برای دیدو بازدید آماده می کنند، (گردن کلفت) آنان را فراری می دهد و بالاخره یک قهرمان می شود.
* 1929 - نگهبان سیاه .
یک درجه دار ارتش بریتانیا به نام کاپیتان (کینگ) از (نگهبان سیاه) بعد از شروع جنگ جهانی اول به هندوستان می رود تا عده ای سرباز اسیر شده را پیدا و آزاد کند. « اولین فیلم بلند ناطق فورد » بازسازی شده در سال 1954 توسط هنری کینگ.
* 1929 - سلام .
جان (نیروی زمینی) اظهار عشقی به دوست دختر «پل» (نیروی دریایی) میکند، صرفا به این خاطر که پل ارزش اورا دریابد. « اولین بازی واردباند در یک فیلم فورد.»
* 1930- مردان بدون زن .
14 مرد در یک زیردریایی حبس شده اند؛ بالاخره یک نفر باید بماند تا بقیه بتوانند فرار کنند. « اولین فیلم فورد با دادلی نیکولز (فیلمنامه نویس).»
*1930- بی باک به دنیا آمده بود.
یک کمدی- درام درباره یک گنگستر نیویورکی که توسط یک قاضی سیاست مآب، به عنوان حرکتی برای جمع آوری رای، به جنگ فرستاده می شود.
*1930- درامتداد رودخانه.
یک فیلم کمدی درباره دو محکوم که زندانی بودن زیاد ناراحتشان نمیکند، مخصوصا چون هروقت دلشان بخواهد فرار می کنند. « بازسازی در سال 1938 توسط آلفرد ورکر.»
* 1931- دریاهای زیر پای ما.
داستانی درباره عملکرد یکی از کشتی های اسرارآمیزی که توسط آمریکا برای جستجو واز بین بردن زیردریایی های دشمن درجنگ جهانی اول به کار می رفت.
* 1931- بچه تخس.
یک رمان نویس اشرافی سطحی، بچه ای سرراهی را از دادگاه شبانه برای جستجو و پژوهش برای کتاب بعدیش به خانه می برد. خانواده اش خیلی ناراحت می شوند، مخصوصا وقتی که مسائل رمانتیک پیش می آید.
* 1931- آرو اسمیت.
یک دکتر جوان آرمانگرا، علیه دوروییهای همکارانش می جنگد وبالاخره برای پژوهش برای یک سرم به مناطق حاره ای می رود. درطول یک شیوع بیماری واگیردار زنش می میرد. « اولین فیلم فورد خارج از کمپانی فاکس »
* 1932- پست هوایی.
داستانی درباره روزهای اولیه حمل پست توسط هواپیما و تضادهای بین یک خلبان بی پروا و بی ملاحظه وحرف نشنو و مقام ارشدش که حواسش جمعتر است. « اواین کار فورد با (فرانک وید) فیلمنامه نویس که 25 سال بعد دربالهای عقابها، به او جاودانگی بخشید.
* 1932- جسم .
یک کشتی گیر آلمانی به آمریکا می رود و در آنجا توسط گنگسترهای بی رحم و دختری که دوستش دارد استثمار می شود.
* 1933- زیارت.
مادری با احساس تملک بسیار، مانع ازدواج پسرش با دختری که دوست دارد و از او حامله است می شود واو را به ارتش و جنگ جهانی اول می کشاند و پسر در جنگ کشته می شود. مادر به همراه مادرانی که پسرشان ستاره طلایی دریافت کرده اند، زیارتی به به قبر پسرش درفرانسه می کند.
*1933 - دکتر بال.
درباره دکتری دریک شهر کوچک ایالت «کانه تیکات»، بیماری های پیش پا افتاده مریضهای اووبیماری مسری خطرناکی که در این شهر شایع می شود.
* 1934- گروه گشت گمشده.
در جنگ جهانی اول، یک جوخه انگلیسی درصحرای بین النهرین گم می شود عربهایی که دیده نمی شوند، آنان را یک به یک با تیر می زنندتا اینکه فقط گروهبان در هنگام رسیدن نیروی کمکی، زنده می ماند. « ماکس استاینر جایزه اسکار را برای بهترین موسیقی متن دریافت کرد.»
* 1934- دنیا ادامه داد.
تاریخ صد ساله (1924- 1824) یک دودمان پرقدرت اهل « لوئیزیانا » با خوانده شدن وصیتنامه پدر سالار شروع می شود.
* 1934- قاضی کشیش.
1890- یک شهر کوچک ایالت (کنتاکی) که جنگ داخلی را فراموش نکرده است. « فورد شخصیت ها و بسیاری از عوامل فیلم را در (خورشید به روشنی می درخشد: 1953) به کار گرفت.»
* 1935- تمام شهر حرفش را می زنند. (کلمبیا)
یک کارمند دفتری کمرو، شباهت کاملی با به یک گنگستر مشهوردارد. وقتی که گنگستر از زندان فرار می کند، کارمند به جای او دستگیر می شود و شهرتی به هم میزند. گنگستر سعی می کند او را از بین ببرد، اما موفق نمی شود. « فورد می گوید: فیلم خوبی بود، هرگز اورا روی پرده ندیدم.» همکاری فورد با (ادوارد جی رابینسون) و (جین آرتور).
*1935- خبرچین.
دابلین. 1922. در طول قیام گروه (سین فین) ، (گیپو نولان)، یکی از دوستانش را به پلیس لو می دهد، چون پول جایزه را می خواهد تا به آمریکا برود. « موفقترین فیلم فورد از لحاظ انتقادی تا آن زمان، جایزه اسکار برای فورد - فیلمنامه نویس - موسیقی و مک لاگن بازیگر.»
* 1935- کشتی بخار در خم رودخانه.
دکتر (جان)، یک دوای مطمئن برای معالجه همه مرض ها را در طول رودخانه « می سی سی پی » می فروشد و از راهی یک کشتی بخار به دست می آورد که آنرا تبدیل به یک موزه شناور مجسمه های مومی می کند و....
« یکی از کلیدی ترین فیلم های فورد و آخرین بازی (ویل راجرز).»
* 1936- زندانی جزیره شارک.
داستان واقعی (ساموئل ماد)، دکتری که جان (ویلکس بوت) را، بدون اینکه بداند که این شخص به تازگی رئیس جمهور (لینکلن) را ترور کرده، نجات داد وبه عنوان همدست در ترور محاکمه شد و محکوم به حبس ابد در پایگاه جفرسون گردید. قهرمانی او در طول یک بیماری واگیر (تب زرد) باعث شد که پرونده اش دوباره باز شود واین بار تبرئه شود.
* 1936- مری اسکاتلند.
حکومت (مری)، ملکه اسکاتها، رقابتش با ملکه (الیزابت) انگلستان، ماجرای عشقی اش با (باتول)، و شهادت نهائیش. « فورد گفته: فیلم خیلی خوب کار کرد، با اینکه پس از پایان کارمن، فیلم به شیوه بدی تدوین شده است.» (همکاری با "کاترین هپبورن" و "فردریک مارچ).
* 1936- خیش وستاره ها.
داستان یک مرد وهمسرش که با زمینه قیام ایرلندی هفته عید پاک 1916 تعریف می شود. « همکاری با "باربارا استانویک" »
*1937- وی ویلی و نیکی.
ماجراهای یک دختر کوچک در یک پایگاه نظامی بریتانیایی در (راجپور هند) در دهه 1890، جایی که پدربزرگش یک کلنل است.
* 1937- طوفان.
در یک جزیره آرام دریای جنوب، یک فرماندار سادیست اروپایی، یک فرد محلی بیگناه را برای شش ماه به زندان می فرستد. جوان که قادر نیست زندان را تحمل کند، فرار می کند تا به تازه عروسش ملحق شود. او وقتی دستگیر می شود، فرماندار مدت زندانش را بیشتر میکند، ولی به طور غریزی جوان محلی مرتبا دست به فرار میزند و هر بار محکومیتش افزایش می یابد. در طور آخرین فرارش، او یک نگهبان سنگدل را به قتل میرساند، ولی قبل از دستگیریش، توفانی سهمگین، جزیره و اروپاییهای بی پناه را از بین می برد.
« فیلم جایزه اسکار را برای ظبط صدا برد.»
* 1938- چهار مرد و یک دعا.
یک درجه دار انگلیسی در هند به ناحق به فضاحت کشیده می شود و توسط دلالان اسلحه به قتل می رسد. چهار پسر او تصمیم میگیرند که انتقام او را بگیرند ونام او را از رسوایی خارج سازند و همین کار را هم میکنند.
« همکاری با دیوید نیون »
* 1938- گشت زیردریایی.
یک کشتی آسیب دیده در ناوگان نابود کننده (که وظیفه اش جستجوی زیردریایی های دشمن در جنگ جهانی اول بود) بوسیله یک کاپیتن سرسخت دوباره به شکل اولیه بازگردانده می شود.
* 1939- دلیجان.
به مطالب پیشین وبلاگ مراجعه کنید. « کشف مانیومنت ولی »
* 1939- آقای لینکلن جوان.
زندگی اولیه « لینکلن »، عشق تراژیکش برای « آن راتلج »، تصمیم اش برای وکیل شدن و اولین محاکمه اش که طی آن از دو برادر علیه اتهام قتل دفاع می کند و بیگناهیشان را به اثبات می رساند. « همکاری با "هنری فوندا" »
* 1939- طبلها در طول موهاک. ( اولین فیلم رنگی فورد )
تجربیات یک زوج جوان در دره « موهاک »، قبل از جنگ انقلابی و طی آن.
* 1940- خوشه های خشم.
به مطالب پیشیین وبلاگ مراجعه کنید.« اسکاربرای فورد و جین دارل بازیگر»
* 1940- سفر دور و دراز به خانه.
هر یک ازافراد کشتی«گلن کرن»،به شیوه خودش مشتاق پایان سفر است.
* 1941- جاده تنباکو.
زندگی بیهوده یک خانواده سفید پوست و فقیر و منحط اهل « جرجیا ».
* 1941- بهداشت جنسی.
یک فیلم آموزشی ارتش در مورد خطرات امراض مقاربتی و راه های جلوگیری از آن.
* 1941- دره من چه سبز بود.
به مطالب پیشین وبلاگ مراجعه کنید. « اسکار برای: فورد، بهترین فیلم، دانالدکریسپ، آرتور میلر، طراحان صحنه.
* 1942- میدوی.
اولین فیلم مستند جنگی آمریکا. « فیلمبرداری شده در طول نبرد واقعی! با اینکه فورد در طول نبرد اولیه زخمی شد، خودش به فیلمبرداری ادامه داد! جایزه اسکار برای فیلم.»
* 1942- گروه اژدر.
مقداری فیلم رنگی 16میلیمتری در یک کشتی جنگی کوچک به نام «اژدر8». فورد در این موقع مشغول انجام وظیفه در نیروی دریایی بود.
* 1943- هفتم دسامبر.
یک فیلم مستند برنده جایزه اسکار، در مورد بمباران « پرل هاربر ». فورد گفته است که گروه فیلمبرداری اش درست 6 روز پس از حمله به آنجا رسیدند. فورد به همراه "گرگ تولند" کارگردانی فیلم را به عهده داشتند.
* 1943- نیمه شب سفر می کنیم.
فیلم مستندی درباره خطرات گذراندن کشتی های تجارتی از مناطق نبرد.
* 1945- آنان قابل چشم پوشی بودند.
داستان مردی که استفاده از کشتی های کوچک جنگی را باب کرد. زمینه این داستان ، بدترین شکست آمریکا در فیلیپین است.
* 1946- کلمانتین عزیزم.
به مطالب پیشین وبلاگ مراجعه کنید.
* 1947- فراری.
فرار یک کشیش در یک کشور دیکتاتوری به موازات فرار یک جنایتکار فراری.
* 1948- قلعه آپاچی.
درباره یک سرهنگ دوم متکبر که افرادش را به یک کشتار توسط آپاچیها رهنمون می شود. « اولین فیلم از سه گانه (غیر رسمی) سواره نظام فورد.
* 1948- سه پدر خوانده.
یک بازسازی فیلم مردان تحت تعقیب. تقدیمی به ستاره آن فیلم که سالها قبل مرده بود:«به یاد هری کری، ستاره درخشان آسمان وسترن های اولیه».
* 1949- دختری با روبان زرد.
دومین فیلم سه گانه سواره نظام، درباره آخرین ماموریت یک کاپیتان سالخورده در آستانه بازنشستگی. « اسکار به "هاچ" برای فیلمبرداری.»
* 1950- هنگامی که ویلی قدم به سوی خانه برمی دارد.
گروهبان «کلاگز»، اولین مرد شهرش است که برای ورود به ارتش در زمان جنگ جهانی دوم، اسم نویسی می کندو محل خدمتش همان شهر خودش است. تقاضای او برای اینکه به خارج از شهر فرستاده شود، بی نتیجه می ماند، تا بالاخره برای یک ماموریت فوق سری خطرناک به پشت خطوط دشمن فرستاده می شود. هنگامی که باز می گردد فقط 4 روز گذشته است و هیچکس باور نمی کند که او به جنگ رفته بوده.
* 1950- کاروانسالار.
یک کاروان (اقلیت مذهبی) که توسط 2 معامله گر اسب جوان هدایت می شود، در حالی که طول کشور را طی می کند تا به «یوتا» برسد، به وسیله سرخپوستان و یاغیان تهدید می شود.
* 1950- ریوگرانده.
آخرین فیلم از سه گانه سواره نظام، درباره یک سرهنگ دوم، زنش و پسرش که از زمان جنگ داخلی جدا شده اند ودر طول یک ماجرا در جنگهای با آپاچیها، کنار مرز مکزیک، دوباره به هم جلب می شوند.
* 1951- اینجا کره است.
فیلم مستندی درباره جنگ در کره.
* 1952- افتخار به چه قیمت.
ماجراهای کاپیتن (فلاگ) و گروهبان (کوئیریت) در یک روستای فرانسه، در طول جنگ جهانی اول. (بازسازی فیلم معروف " رائول والش) ، « همکاری با جیمز کاگنی»
* 1952- مرد آرام.
یک مشتزن آمریکایی – ایرلندی بازنشسته به سرزمین موطنش باز می گردد. فیلمی که فورد آن را « اولین داستان عشقی» اش خواند.
« ششمین اسکار برای فورد و اسکار برای فیلمبرداری.»
* 1953- خورشید به روشنی می درخشد.
رجوع کنید به : قاضی کشیش (1934): با اینکه در یک شهر، کنتاکی، 1905، موقع انتخابات است. دفاعیات قاضی کشیش از یک سیاهپوست متهم.
* 1953- موگامبو.
در طول یک سفر شکاری در آفریقا، دو زن، برای جلب توجه یک شکارچی سفید پوست تلاش می کنند. (بازسازی : غبار سرخ(1932)فیکتور فلمکینگ.
« همکاری با کلارک گیبل، آواگاردنر، گریس کلی.»

*1955 - صف طویل خاکستری.
50 سال در زندگی «مارتی ماهر» و «وست پوینت» اولین فیلم سینما اسکوپ فورد.
* 1955- صف سرخ و سفید و آبی.
فیلمی تبلیغاتی که آمریکاییها را ترغیب به خریداری اسناد رهنی می کند.
* 1955- آقای رابرتز.
داستان یک کشتی باربری در اقیانوس آرام ، در طول جنگ جهانی دوم.
« همکاری با جک لمون.» اسکار بهترین بازیگر نقش دوم برای جک لمون.
* 1955- صلیبی از چوب خیزران.
دو راهبه در یک صومعه کاتولیکی در چین توسط یک رئیس قبیله کمونیست به وحشت افکنده می شوند.
* 1955- بهترین بازیگر .
هنگامی که معلوم می شود پدر بهترین بازیگر جوان سال بیس بال، خود یک بازیگر قهرمان بوده که دائم الخمر شده، خبرنگاری تصمیم می گیرد داستانی را در این مورد ننویسد و واقعیت هیچگاه فاش نمی شود. (کار با : ورا مایلز )
* 1956- جویندگان.
به مطالب پیشین وبلاگ مراجعه کنید.«اولین کار با جفری هانتر و ناتالی وود»
* 1957- بالهای عقابها.
داستان زندگی (اسپیگ وید)، یک خلبان درجه یک که هنگامی که تصادفی او را فلج کرد، به فیلمنامه نویسی روی آورد.
* 1957- داستان گرولر.
فیلمی کوتاه درباره یک حادثه واقعی جنگ جهانی دوم که طی آن، یک کاپیتن زخمی در حالی که خودش هنوز روی عرشه بود دستور داد که در جریان یک حمله، زیردریائیش به زیر آب برود.
* 1957- برآمدن ماه.
سه داستان ایرلندی: پلیسی برای دیدن کشاورزی متمرد می رود، 2- ترنی که قرار است یک دقیقه توقف کند، دو ساعت توقف می کند، 3- ایرلندی در طول قیام سال 1921 می گریزد. فورد می گوید: « فقط برای خوشی دلم این فیلم را ساختم و از ساختنش لذت بردم.»
* 1958- آخرین هورا.
آخرین تلاش انتخاباتی درخشان (فرانک اسکفینگتون)، شهردار یکی از شهرهای(نیوانگلند)،که به شکست منجر می شود.«کاربا اسپنسر تریسی»
*1959- روز گیدئون.
یک روز از زندگی بازرس گیدئون که طی آن، او با یک وابسته اداری غیر صمیمی، یک قاتل دیوانه ویک دزدی روبرو می شود، واز یک پلیس جوان دو جریمه رانندگی می گیردکه قبل از اینکه روز به اتمام برسد، این پلیس جوان دامادش می شود.
* 1959- سواره نظام.
در آوریل 1863- نیروی سواره نظام آمریکا برای یک حمله به عمق خطوط نیروهای جنوبی می رود؛ بر اساس یک ماموریت واقعی در جنگ داخلی.
« همکاری با : ویلیام هولدن »
*1960- داستان کولتر کریون.
دکتر (کریون) براثر تجربیاتش در نبرد (شیلاه) به یک دائم الخمر تبدیل شده. برای اینکه او یک عمل را انجام دهد، سرگرد (آدامز) داستان یک درجه دار دائم الخمر را تعریف میکند که شجاعت کافی داشت که رئیس جمهور شود.
* 1960- گروهبان راتلج.
در دهه 1880- یک ستوان جوان از یک گروهبان سیاهپوست که به نادرستی به قتل متهم شده، دفاع می کند.
* 1961- دوسوار.
یک کلانتر بدبین و یک ستوان سواره نظام به منطقه سرخپوستان کمانچی می روند تا برای چند کودک که سالها پیش دزدیده شده اند، مبادله کنند.
« اولین همکاری با : جیمز استوارت.»
1962- مردی که لیبرتی والانس راکشت.
سناتور (رانسوم استادارد) برای تشیع جنازه یک مرد فقیر به (شینبون) باز میگردد و داستان واقعی چه کسی « لیبرتی والانس » را کشت، برای یک خبرنگار کنجکاو تعریف می کند.
* 1962- میخهای درخشان.
یک بازیگر بیس بال سالخورده که زندگی حرفه ایش با یک رسوایی مربوط به رشوه خواری نابود شده، هنوز در اطراف زمین تمرین می پلکد و دوستی با یک بازیگر جوان به هم می زند که به او کمک می کند تا نامش رااز رسوایی نجات بخشد.
* 1962- چگونه غرب تسخیرشد.
گروه کارگردانی: جان فورد(جنگ داخلی) ، جورج مارشال(راهآهن)، هنری هاتاوی (رودخانه ها، مراتع، یاغیها). اپیزود کوتاه فورد- تنها نقطه درخشان در یک فیلم بسیار بد. (اولین کار او در سینه راما). گفتار متن: اسپنسرتریسی.
* 1963- جزیره داناوان.
چند نفر عضو نیروی دریایی که حالا بازنشسته شده اند وبه یک جزیره دریاهای جنوبی رفته اند، حالا بیشتر وقتشان را صرف شلوغ بازی می کنند.
« همکاری با لی ماروین »
* 1964- پاییز قبیله شاین.
فرار تراژیک 286 مردو زن و بچه قبیله « شاین » از محل اسکان خشک و بی آب و علفشان در « اکلاهاما » به سرزمین اصلی شان در یلواستون در 1800مایل آنطرف تر، در حالی که توسط سواره نظام تعقیب می شوند.
* 1965- کسیدی جوان.
زندگی سالهای اولیه شون اوکیسی.
« همکاری با : جولی کریستی، رادتیلور.»
1966- هفت زن.
در 1935- دکتری خودش را فدا می کند تا جان عده ای از میسیونرها را که توسط یک رئیس قبیله چینی اسیر شده اند نجات دهد.
« همکاری با: آن بنکرافت »
[] [] []
سفر با قطار
« بلیط ها »

Tikets ساخته سه کارگردان و یا بهتر بگم سه استاد است : ارمانو اولمی متولد 1931 ، عباس کیارستمی متولد 1940 و کن لوچ متولد 1937. هر سه سوار بر قطار و هر یک فیلم کوتاهی می سازند که در کنار هم مسیری شکسته اما منسجم را تشکیل می دهند.
اپیزود اول - نویسنده و کارگردان : ارمانو اولمی .
بازیگران : کارلو دل پیانه ، والریا برونی تد سکی .
استادی سالخورده و پژوهشگر پس از جلسه ای در یک شرکت دارو سازی که در آلمان داشته ،قصد سفر به کشور ایتالیا را دارد که خود را به جشن تولد نوه اش برساند. به دلایل امنیتی با هواپیما سفر نمی کند و با کمک خانمی که کارمند شرکت است به ایستگاه راه آهن می رود. پیرمرد حین سفردر قطار ودر ذهن خود دل به زن می بندد و یاد او را با خاطره دختر بچه پیانو نوازی که در بچگی می شناخته در می آمیزد.
اپیزود دوم - نویسنده و کارگردان : عباس کیارستمی .
بازیگران: سیلوانا دسا نتیس ، فیلیپو ترویانو.
جوانی ، مامور می شود بیوه ژنرالی را از شهری به شهر دیگر برساند. زن میان سال که با حسادت پسر را زیر نظر دارد ، او را آزاد نمی گذارد و مرتب به او دستور میدهد ، پسرک در کوپه قطار با دو مسافر ایرانی و دو دختر نوجوان همشهری آشنا می شود، در آخر جوان که از زن میان سال عاصی شده ، او را ترک می کند.
اپیزود سوم - نویسنده و کارگردان: کن لوچ.
بازیگران: مارتین کامپسن ، بلوتا کاهانی ، ویلیام روان ، سانچیا دژا.
سه نوجوان اسکاتلندی عاشق فوتبال ، برای تشویق تیم محبوب شان سلتیک سوار بر قطار عازم رم می شوند. آنها با پسرکی آلبانیایی آشنا و خانواده اورا به ساندویچ مهمان می کنند. اما وقتی مامور کنترل بلیت می آید ، متوجه می شوند که یک بلیط کم دارند و به پسرآلبانیایی مشکوک می شوند و او را وادار به اعتراف می کنند. خواهر پسرک ، ماجرای غمگین خود را برای آنها تعریف می کند و به برایشان می گوید که راهی طولانی را تا رم آمده اند که پدرشان را ببینند. پسرها بالاخره تصمیم می گیرند که لوشان ندهند. آنها که از دیدن بازی فوتبال محروم شده اند ، وقتی که در ایستگاه دستگیر می شوند ، موفق به فرار از دست پلیس ها می شوند.
***
اپیزود اول: رمانتیک است ، داستان کسی که سفری را در قطار آغاز می کند ودچار دگرگونی می شود، که احتمالا این معنی خود زندگیست . اپیزود اولمی تدوین عالی و تصاویر بسیار زیبایی دارد.
اپیزود دوم: بین حقیقت و دروغ در نوسان است و البته پر از طنز. توانایی کیارستمی در روابط بین آدمهایش ، قابل تحسین است. به نظر من بهترین صحنه اپیزود کیارستمی ، صحنه ای است که جوان در مقابل شیشه قطار شاهد عبور تصاویر است! همکاری محمد کلاری در فیلمبرداری و بابک کریمی در تدوین با کیارستمی قابل توجه است.
اپیزود سوم: جذاب است . کن لوچ ، تصاویری غیر معمول از اوباش های فوتبال دوست نشان می دهد. سه پسر هوادار تیم سلتیک که ابتدا بسیار پرشروشورهستند و بعد آدم هایی مهربان می شوند و به خانواده ای نیازمند کمک می کنند و این عمل تماشاگر را تکان می دهد و با سوال روبرو می کند.
..............................................................................................................
Irma la Douce
بیلی وایلدر (1968)
فیلمنامه : آل ا دایموند و بیلی وایلدر.
بر اساس نمایشنامه موزیکال نوشته الکساندر برفور و مارگرت مونو.
وایلدر آن را " تیری که خطا رفت " می نامد؛ تماشاگران آن را به یکی از پرفروش ترین فیلم های او تبدیل کردند. شرلی مک لین با زیرکی نقش اول را اجرا می کند، فاحشه اصلی با قلبی از طلا و با نمک. لمون با شهامت از عهده نقش دوگانه اش بر می آید، نستور، پلیس فرانسوی ای که ماموریت اش محله جفت پنج است، و درعین حال با تغییر لباس در نقش لرد ایکس عاشق ایرما ، ظاهر می شود. فیلم متنوع و سریع و بی پروا، و جذاب تر از آن چیزی است که کارگردان اعتراف می کند . ناامیدی او بیشتر در ارتباط به عدم رعایت قانونی شخصی است: هرگز خارجی ها را در کشوری خارجی با لهجه آمریکایی به نمایش نگذار. نکته کم اهمیت: بریژیت باردو التماس کرد نقش اول به او داده شود. وایلدر بر شرلی مک لین پافشاری کرد، که به ندرت چنین فریبنده بوده است. وایلدر با بی اعتنایی اظهار نظر می کند: " باید یک نمایشنامه باقی می ماند. " و حاضر هم نیست درباره موضوع بحث کند.
* به نقل از کتاب: گفت و گو با بیلی وایلدر. اثر: کمرون کروو. ترجمه: گلی امامی. A.
ایرما : هنگامی که همه ترفندهای شاد و طنز آمیز انسان در مقابله با واقعیت تلخ به بن بست می رسد؛ فیلم بناگاه درمیانه، همچون قصه های هزارویک شب، به سمت یک فانتزی کامل گرایش پیدا می کند و با آهنگ شهرزاد، راه می گشاید.
فیلم های بیلی وایلدر از سویی، پوزخند تلخ او به واقعیت است و از سوی دیگر، روشنگر این است که منشور جهان عینی، تابع زاویه دید است و نوع دیدگاه انسان، باعث تغییر تصویر منعکس شده، در آن می شود. درهمه فیلم های وایلدر، کابوس و یاس، که ناشی از مالیخولیای به دست آوردن پول و شهرت یا توهم از دست دادن آن است، در یک سو قرار می گیرند و امید و آرمان و سادگی در سوی دیگر...
... مقابله کابوس و رویا، تضاد واقعیت و آرمان ... سینمای بیلی وایلدر از آنها سخن می گوید. همخوانی موفقیت در زندگی و زندگی سینمایی موفقیت آمیز، مدعای راستین و گویای ارزش آثار اوست.
چه باشکوه! نخستین تبسم نوروز. فریدون مشیری
چه دلنواز! نخستین نگاه فروردین.
تو نیز ، دست برافشان ،
بگو ،
بخند ،
ببین!
سلام دوستان
سال نو مبارک
نخستین فیلم کارگردانی شده توسط بازیگران معروف سینما
" برای ظبط در اطلاعات شما "
وودی آلن » تازه چه خبر تایگی لی لی؟ (1966)
آنتونیو باندراس » سری داخل جعبه کلاه (1999)
وارن بیتی » بهشت می تواند منتظر بماند (1978)
روبرتو بنینی » دستپاچه ام می کنی (1983)
مارلون براندو » سربازهای یک چشم (1961)
کنت برانا » هنری پنجم (1989)
مل بروکس » تهیه کننده ها (1968)
استیو بوشمی » ساعت خوش (1996)
نیکلاس کیج » سانی (2002)
جیمز کاگنی » در دوقدمی جهنم (1957)
جان کاساویتس » سایه ها (1961)
جکی چان » 36 مشت انتقام جوی شائولین (1977)
جرج کلونی » اعترافات یک ذهن خطرناک (2003)
کوین کاستنر » با گرگ ها می رقصد (2002)
رابرت دنیرو » یک داستان برانکسی (1993)
آلن دلون » برای سر یک پلیس (1981)
ژرار دوپاردیو » تارتوف (1984)
جانی دپ » شجاع (1997)
دنی دوویتو » مامانو از قطار بنداز بیرون (1987)
مت دیمون » شهر ارواح (2002)
کرگ داگلاس » استالاگ (1973)
رابرت دوآل » مبلغ (1997)
کلینت ایست وود » میستی را برایم بنواز (1971)
سالی فیلد » خوشگل (2000)
