تبليغاتX
بی خوابی

                 این دیالوگ ها فراموشتان نمی شود!       

 

بوچ کسیدی و ساندس کید

 

 

بوچ: چیزی هست که باس به تو بگم. من تا حالا هیچ وقت کسی رو با گلوله نزدم.

ساندس: این چه وقت گفتنه.

بوچ: چند نفر د نبال مو نن ؟

ساندس: همشون!

بوچ: همشون! اون لعنتیا چشونه؟

..............................................................................................................

روشنایی های شهر

ولگرد: مواظب باش چطوری رانندگی می کنی.

میلیونر مست: مگه دارم رانندگی می کنم؟

..............................................................................................................

اسپارتاکوس

آنتونیوس: از مرگ میترسی اسپارتاکوس؟

اسپارتاکوس: نه بیشتر از زمانی که بدنیا اومدم.

..............................................................................................................

بربادرفته

اسکارلت: شما یک نجیب زاده نیستین آقا.

رت باتلر: و شما هم دوشیزه، یک خانم نیستین.

.............................................................................................................

کشتن مرغ مقلد

اتیکوس فینچ: توی این دنیا چیزای زشت زیادی وجود داره  پسر                 کاش  می تونستم همه اونا رو ازت دور کنم . اما این امکان نداره.

.............................................................................................................

پل های مدیسون کانتی

 

رابرت: رویاهای قدیم رویاهای خوبی بودن، به نتیجه نمی رسیدن.

ولی خوشحالم که اونا رو داشتم.

..............................................................................................................

کازابلانکا

ریک به ایلزا: اگه من جای تو بودم پاریس رو پیش نمی کشیدم،

کسب و کار از رو نق افتاده ایه.

.............................................................................................................

شرق بهشت

کل تراسک:آدم یه انتخاب داره و این انتخاب از اون یه انسان میسازه.

..............................................................................................................

گاو خشمگین

جیک لاموتا: اون گفت که دختر خوشگلیه.

جوی لاموتا: آره، خب، تو هم زشتش کردی.

..............................................................................................................

زوربای یونانی

الکسیس زوربا: رو در خونه آدم کر همیشه میتونی بکو بی.

..............................................................................................................

هفت

(سامرست به چیزی روی جاده نگاه می کند)

دیوید میلز: چی پیدا کردی؟

ویلیام سامرست: یه سگ مرده.

جان دو: اون کار من نیست.

.............................................................................................................

ناجورها

رزلین(مرلین مونرو): اگه قرار باشه من تنها باشم، میخوام که خودم باشم.

پرس : تو مال کی هستی؟

رزلین: خودم هم نمی دونم.

.............................................................................................................

اینک آخر الزمان

کورتز: تو هیچ وقت درست و حسابی به آزادی فکر نکردی؟ آزادی از                 عقاید دیگران ... حتی از عقاید خودت؟

.............................................................................................................

سابرینا

 

سابرینا: فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی درک کنی که چقدر بالای                  یه کوه، شکوهمنده.

.............................................................................................................

مردی که لیبرتی والانس راکشت

تام دنفین(جان وین): لیبرتی والانس قوی ترین آدم تو شمال پیکت وایره، البته     بعد من.

.............................................................................................................

آقای اسمیت به واشنگتن می رود

جفرسون اسمیت(جیمز استیوارت): آزادی اونقدر گرانبهاست که حیفه تو کتابا دفن بشه.

..............................................................................................................

این گروه خشن

پایک بیشاپ: هر کی جم خورد ، بکشش.

..............................................................................................................

شجاع دل

ویلیام والاس: اگه آزادی نداشته باشید،همه چیز بیهوده است.

.............................................................................................................

بانی و کلاید

بانی پارکر: کارت درسته.

کلاید بارو: من خوب نیستم. بهترینم!

بانی پارکر: و شکسته نفس ترین!

..............................................................................................................

زنگ ها برای که به صدا در می آیند

رابرت جوردن(گری کوپر): یه مرد به خاطر اون چیزایی می جنگه که به شون اعتقاد داره.

..............................................................................................................

بدنام

آلیشیا: هیچ چی مث یه آهنگ عاشقونه نمی تونه یه خنده خوب بهت بده.

..............................................................................................................

دکتر ژیواگو

لارا: اگر همدیگه رو قبل از این دیده بودیم، ماجرا باز همین قدر عاشقونه بود؟

ژیواگو: اگه پیش از این دیده بودیم؟ بله

لارا: اون وقت ماباهم عروسی می کردیم،خونه و بچه داشتیم. اگه بچه                   داشتیم یوری،دوست داشتی پسر باشه یا دختر؟

ژیواگو: فکر کنم اگه هم اش به این چیزا فکر کنیم دیوونه میشیم.

لارا: ولی من همیشه به این چیزا فکر میکنم.

..............................................................................................................

پدرخوانده

کی آدامز، همسر مایکل تهدید می کند که بچه ها را از او جدا میکند!

مایکل: تو نمی دونی که من از تمام قدرتم برای جلوگیری از چنین اتفاقی           استفاده می کنم؟

...............................................................................................................

آخرین دیالوگ های فیلم (نیش)

هنری گندروف: مثل اینکه عجله ای برای گرفتن سهمت نداری؟

جانی هوکر: نه گور پدرش.

..............................................................................................................

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

مک مورفی: باید دیوونه باشم که تو همچین دیوونه خونه ای بمونم!

..............................................................................................................

شکارچی تبهکاران  ( آخرین جملات روی پرده در  دوران  بازیگری)                      استیومک کوئین:  خدا نگهدارت باشد.

 

..............................................................................................................

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 19:58 توسط سرپیکو


" تقدیم به یک دوست "

« به خاطر علاقه اش به داستین هافمن»

 

 * سگ های پوشالی

 

 

* کارگردان : سام پکین پا

* بازیگران :  داستین هافمن (دیوید سامنر) ، سوزان جرج (ایمی) پیتر ون (تام هدن) تیپی مککنا (اسکات) ، دل هنی (چارلی ونر) دیوید وارنر (هنری نیلز) .118  دقیقه . (1971)

 

 

* دیوید سامنر ، ریاضی دان آرام و لیبرال آمریکایی برای گریز از آمریکای ویتنام زده و نگارش کتاب جدیدش با همسرش ایمی به زادگاه ایمی در غرب انگلستان می روند؛ دهکده آرامی که به آنها به چشم غریبه نگاه می کند و این تفاوت به زودی منجر به تراژدی می شود. روزی که دیوید برای شکار ، ایمی را تنها گذاشته چارلی ونر محبوب سابق ایمی، و تام دوست او ، به ایمی تجاوز می کنند. ایمی این حادثه را از دیوید پنهان می کند. شبی پس از یک جشن که ایمی و دیود در راه خانه اند به هنری برمی خورند. هنری نامتعادل دختری را خفه کرده و در راه سرگردان و بیمار به نظر می رسد . دیوید بدون آنکه از کار هنری باخبر باشد اورا به خانه اش می برد ، اما اوباشی که به دنبال هنری اند ، و در بین آنها متجاوزان هم حضور دارند، خانه را محاصره می کنند ونبرد دیوید برای حفظ حریم خانه اش با چنگ و دندان آغاز می شود .

 

 

* سگ های پوشالی باز هم اختصاص به دنیای منحصر به فرد پکین پا دارد . آغاز فیلم به وضوح یادآور فصل افتتاحیه این گروه خشن دارد، بچه هایی را می بینیم که مشغول بازی با یک سگ هستند و از نگاه آنهاست که ورود ایمی و شوهرش را به دهکده می بینیم . داستین هافمن بهترین انتخاب بوده ، با آن قد کوتاه و چهره معصوم و لحن آرام و پیشینه ای که از گراجوئیت : فارغ اتحصیل مایک نیکولز در ذهن تماشاگر باقی گذاشته.

* سگ های پوشالی درباره این است که فاصله معصومیت و قساوت آن قدر ناچیز است که اگر موقعیت اقتضا کند، هر آدم بی آزاری در یک چشم بهم زدن به دژخیمی تمام عیار تبدیل می شود.

* سگ های پوشالی یک طلای ناب است که در آن کلاس درس تدوین ، بازیگری و کارگردانی بی عیب و نقص  را خواهید دید .

 

[] [] []

 

یک تصویر: داستین هافمن

 

 

* فیلم های مهم

 

فارغ التحصیل (1967) ، کابوی نیمه شب (1969) بزرگ مرد کوچک (1970) ، سگ های پوشالی (1971) ،  پاپیون (1973) ، لنی (1974) همه مردان رییس جمهور (1976)، دونده ماراتون (1976) ، کریمر علیه کریمر (1979) ، توتسی (1982) ، مرد بارانی (1988) ملاقات با فاکرها (2004) .

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:0 توسط سرپیکو


ROMAN  POLANSKI

THE SHORT FILMS

1-  MURDER (1956)

2-  TEETH SMILE (1957)

3-  BREAKUP THE DANCE (1957)

4-  TWOMEN AND A WARDROBE (1958)

5-  THE LAMP (1959)

6-  WHEN ANGELS FALL (1959)

7-  THE FAT AND THE LEAN (1961)

8-  MAMMALS (1962)

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:59 توسط سرپیکو


چرا " آوای موسیقی " بهترین فیلم موزیکال تاریخ سینماست؟

 

The box art from the 40th Anniversary Edition of 20th Century Fox's The Sound of Music

 

" کارخانه رویا "

 

برای همه سینما دوستان و کسانی که به نوعی با سینما درارتباط هستند و حتی کسانی که سینمادوست نیستند ، نام دو سه فیلم تاریخ سینما را همیشه به یاد دارند و چه بسا این دوسه فیلم را هم دیده اند: بربادرفته،داستان وست ساید وحتما آوای موسیقی (اشک ها

و لبخندها). ترانه هاش رو می شناسند و چه بسیار کسانی که که با ملودرام انسانی و عاطفی و اندک سوزناک آن،چیزهایی آموخته اندو اشکی ریخته اند.از روزی که برای اولین بار اشک ها و لبخندها رو دیدم چند سالی میگذره و هنوز لذت و خاطره ای که ازش به یاد دارم رو فراموش نکردم و نخواهم کرد.داستان فیلم رو دیگه همه جهان می دونند که یک داستان واقعی هم هست . فیلمبرداری فوق العاده و تک فیلم در نوع خود بی نظیر است.

این فیلم سه ساعته توسط تدمک کورددرمحل واقعی،درسالزبورگ

و منطقه آلپ فیلمبرداری شد. اشاره ای به ویژگی های فیلم رومیشه این طور تعریف کرد: زیبایی صحنه ها و لباس ها و تلفیقی از سادگی و طنز، به ویژه در بازی جولی اندروز توانست قلب های بسیاری را در جهان گرم کند و چه بسیار کسانی که آن را بارها دیدند.

 

[] [] []

 

رابرت وایز (2005- 1914)

 

robert wise

 

فیلم های مهم (به عنوان تدوینگر(

مادر مجرد، گوژپشت نتردام (1938)  همشهری کین (1941)

خانواده اشرافی آمبرسن (1941) گنجشک فروافتاده (1943)

 

فیلم های مهم ( به عنوان کارگردان)

مادوازل فیفی (1944) دادگاه جنایی(1946) قاتل مادرزاد(1947)

خون روی ماه (1948) غرب زیر دو پرچم (1950)روزی که زمین از

حرکت ایستاد (1951)  خیلی بزرگ (1953)  هیات مدیره(1954)

هلن تراوآیی (1955)  مرد بدسرشت ،  کسی آن بالا مرا دوست

دارد(1956)این می تواند شب موعود باشد،تا هنگامی که بادبان

برافرازند، می خواهم زنده بمانم، آهسته و عمیق بران ، ناجورها

علیه فردا (1959)  داستان وست ساید (1961)  بر سر دوراهی،

خانه ارواح (1965) آوای موسیقی (1965) دانه های شن(1966)

ستاره! (1968) هیندنبورگ (1973) آدری رز(1977) .

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 19:59 توسط سرپیکو