تبليغاتX
بی خوابی

برخورد كوتاه

ديويد لين (1949)

 

 

زن خانه داري متعلق به قشر متوسط جامعه به نام لورا با بازي (سليا جانسون) با دكتري به نام الك با بازي (تره ورهاوارد) در ايستگاه محلي راه آهن و در حالي كه گرد و خاك به درون چشم لورا رفته ملاقات كوتاهي مي كند . آنها به رغم تعلقاتي كه دارند به يكديگر علاقه مند مي شوند . عاقبت هنگامي كه شغل تازه اي در ژوهانسبورگ به الك پيشنهاد مي شود - آنها از هم جدا مي شوند . بديت ترتيب مرد لورا را ترك مي كند تا به نزد خانواده اش بازگردد .

 

اين موقعيت رخ داده ساده در اين فيلم است - ولي عامل و نيروي ماندگاري فيلم - نحوه روايت داستان از سوي راوي است . ماجرا توسط لورا در حالتي غافلگيرانه و پس از جدائيش از الك و بازگشت به خانه نقل مي شود .

تقريبا همه چيز از دريچه چشم لورا ديده و نقل مي شود . و به همين علت فيلم از يك همگوني فوق العاده شديد و محكم برخوردار است . احساسي كه از نحوه روايت فيلم درك مي شود- تصوير ناآگاهانه اي از شخصيت لورا است . احتمالا او بدون اينكه خود متوجه شود آدم بسيار رمانتيكي است كه شخصيت اش از طريق كتابهايي كه خوانده - مويسقي اي كه گوش مي دهد و از آن لذت مي برد - فيلم هايي كه مي بيند مثل (عشق در غبار) و اشعاري كه دوست دارد و مي خواند شكل گرفته است . در يكي از سكانس هاي خوب فيلم زماني كه شوهرش در پي يافتن لغت مورد نظر برايحل جدول كلمات است - لورا در راهنمايي وي واژه رمانتيك را بيان مي كند -در حالي كه براي شوهر لورا اين كلمه فقط چيزي هفت حرفي است . ما از طريق همين جزئيات و بازي قدرتمندانه سليا جانسون با لورا احساس همدردي مي كنيم و مي پذيريم كه زندگي كسل كننده او اينك در حال تحولي رضايتبخش است . اين حالت به گونه اي است توامان در كنار اين حس قوي - حسي شديد از گناه و شرم آن را همراهي مي كند .

 

برخورد كوتاه بي چون و چرا بهترين داستان عاطفي در سينماي انگلستان و از رمانتيك ترين فيلم هاي تاريخ سينماست .

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 19:53 توسط سرپیکو


غروروتعصب

کایرا نایتلی در نقش الیزابت بنت قهرمان دل شکسته ی رمان معروف جین آستین در

اقتبا س سینمایی جدید غروروتعصب است.

داستان فیلم دراوایل قرن نوزدهم جریان دارد و درباره خانم جوانی است که در هر

ضمینه ای صاحب نظر است – شوهری  ثروتمند پیدا می کند که ابتدا به خاطرغرور

خود او را نمی پذیرد…

چیزی که باعث شد درباره غرور تعصب تو وبلاگم بنویسم  بازی به حق زیبای کایرا

نایتلی بود که برای دومین بار ازش یه فیلم دیدم و مطمئنم که  در آینده بازیهای بهتری

ازاو خواهم دید .  نکات مثبت دیگر فیلم غروروتعصب طراحی صحنه وصحنه آرایی

بسیار زیبای فیلم بود وآدم رو واقعا متحیر می کرد - طراحی لباس هم در این فیلم قابل

تحسین بود. موسیقی  در فیلم غروروتعصب (داریوماریانلی) واقعا زیبا ست و با زمان

وحال فیلم همساز بود: صدای پیانو… درکل فیلم پراز صحنه های بسیارزیباازطبیعت

منازل- ساختمانها- گلها- مجسمه ها - تابلوهای نقاشی و… است .

فیلم 4 نامزدی اسکار برای کایرا نایتلی- طراحی صحنه- طراحی لباس وموسیقی  را

به دست آورد.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 20:32 توسط سرپیکو


 

تعصب

ديويد وارك گريفيث (1916)

 

فيلم شامل 4 داستان است كه هركدام تمثيل وار به موضوع تعصب در اعصار مختلف مي پردازد: داستاني معاصر درباره كارفرماياني بي عاطفه كه كارگران خود رااستثمار مي كنند . قتل عام پروتستان هاي فرانسه در روز سنت بارتولومي سال 1572 . سقوط امپراطوري بابل توسط سپاه ايران به علت خيانت رهبران بابل . و داستان مصلوب شدن حضرت عيسي مسيح .مايه و عظمت تصويري فيلم به نحوي طراحي شده بود كه تمامي مرزهاي سابق سينما را در هم بشكند . عنوان افتتاحيه فيلم بيانگر اساس آن است : چگونه نفرت و تعصب در طول اعصار به مقابله با عشق و نيك خواهي شتافته است .

 

 

دفتر كار دكتر كاليگاري

روبرت وينه (1919)

 

طرح داستاني به مجموعه جنايت هايي مربوط مي شد كه منشا آنها با دكتر كاليگاري  كه در يك پارك تفريحات كار مي كرد و همكار بد چهره اش سزار  كه مي توانست به هنگام خواب راه برود- ارتباط پيدا مي كرد . گره ماجرا هنگامي گشوده مي شود كه مشخص مي گردد تمامي داستان ساخته ذهن يك بيمار رواني است كه در تيمارستاني بستري است و تصور مي كند كه رئيس بيمارستان دكتر كاليگاري است . با باز شدن گره پاياني داستان اين ذهنيت به وجود مي آيد كه اين داستان واقعي است - يا تخيلي ويا اينكه آيا داستان دليل بر ديوانگي راوي آن است و يا باعث ديوانه شدن او .

 

رزمنا و پوتمكين

سرگئي آيزنشتين (1925)

 

رفتار غير انساني با ملوانان كشتي جنگي پوتمكين شرم آور است و از همه بدتر دادن گوشت كرم زده به آنهاست . ملوانان نافرماني مي كنند و گوشت ها را نمي خورند . اين آغاز ساده شورش بزرگي است كه اداره كشتي را به دست ملوانان مي سپارد . مردم شهر اودسا با آگاه شدن از اين حادثه قيام مي كنند و شورش آنها با سركوب سربازان تزار كه اوج آن سكانس پلكان اودساست روبه رو مي شود . سرنشينان كشتي به ياري مردم اودسا مي شتابند و پس از مقابله با سربازان تزاربه سوي آب هاي آزاد حركت مي كنند .

رزمنا و پوتمكين فيلمي انقلابي درباره موضوعي انقلابي است .

 

مترو پوليس

فريتس لانگ (1927)

سال 2026 در يك مترو پوليس كه يوهان فردرسن مغز متفكر آن است كارگران در زيرزمين زندگي برده واري دارند وبا ماشينهايي كار مي كنند كه سرنوشت خودشان را تعيين مي كند . در بالاي زمين شهري غول آسا و فوق مدرن وجود دارد كه ثروتمندان را از نتيجه جان كندن زيرزميني ها سيراب كرده است . فردر پسر يوهان تصادفا به دنياي زيرزمين وارد مي شود و درآنجا به ماريا - زني موعظه گر كه به كارگران اميد مي دهد و آنها را از نيروي عشق آگاه مي كند - دل مي بندد . پدر فردر از وجود ماريا مطلع مي شود واز مخترعي به نام روتوانگ مي خواهد مدلي روباتي از ماريا درست كند تا بتواند كارگران را وادار به شورش كند . فردر و ماريا از اين توطئه آگاه مي شوند و مي گريزند . اما كارگران طبق پيش بيني در يك هيستري جمعي ماشين ها را ويران ومنبع هاي آب را به روي شهر باز مي كنند كه موجب نابودي زنان و فرزندان خودشان مي شود . فردر و ماريا بقيه را نجات مي دهند و با پيوند كارگران و سرمايه داران كه با ازدواج فردر و ماريا به اوج خود مي رسد – آرامش به مترو پوليس باز مي گردد . مترو پليس: پيش بيني آينده به شكلي واقع بينانه .

 

 

روشنايي هاي شهر

چارلي چاپلين (1931)

 

چارلي يك ميليونر نيمه مدهوش را از غرق شدن نجات مي دهد . زماني كه مرد ثروتمند نيمه هوشيار است با چارلي مانند يك شاهزاده رفتار مي كند وپول به پايش مي ريزد - كه چارلي نيز پول را خرج عمل جراحي چشم يك دختر گلفروش نابينا و مداواي او مي كند . دختري كه چارلي به او علاقه مند است . اما هنگامي كه ميليونر در حالت هوشياري به سر مي برد با چارلي مانند ولگردي پست برخورد مي كند و او را به زشتي از خود مي راند و سرانجام به او تهمت دزدي مي زند و چارلي را روانه زندان مي كند .

روشنايي هاي شهر در باره انواع نابينايي هاي موجود در جامعه است . براي مثال چون دختر گلفروش قادر به ديدن ظاهر فقيرانه چارلي نيست او را مي پذيرد - زيرا فكر مي كند كه اين نوع سخاوت از طرف مردي باشد كه حتما به رده ممتاز جامعه تعلق دارد . يكي از قسمتهاي برجسته فيلم زماني است كه چارلي تلاش مي كند از دست بوكسوري قوي هيكل كه مي خواهد براي پول مبارزه كند - بگريزد . اين آخرين شاهكار سينماي صامت بود .

 

  "برای چارلی"

 

 

(فيلم هاي شاخص ديگر )

جويندگان طلا (چارلي چاپلين) رژه بزرگ (كينگ ويدور) ناپلئون (آبل گانس)

 مصايب ژاندارك (كارل درير ) ژنرال (باستر كيتن ) .

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 19:54 توسط سرپیکو