تبليغاتX
بی خوابی

شناگر/شنا درخلاف جریان آب

کارگردان: راسل مالکاهی. فیلمنامه: آنتونی فینگلتن براساس زندگینامه خودآنتونی

فینگلتن ودایان فینگلتن. مدیرفیلمبرداری: مارتین مگ گراث. موسیقی:رینهولدهیل

تدوین: مارکوس دارسی. بازیگران: جفری راش(هرولد فینگلتن) جودی دیویس

(دورا فینگلتن) . جسی اسپنسر(تونی فینگلتن). تیم دراکسل(جان فینگلتن)دیوید

هافلین(هرولد فینگلتن). کریک هونر(رانلد فینگلتن). بریتانی برنز(دایان فینگلتن)

محصول 2003 استرالیا- 114 دقیقه.

 

 

 

* داستان واقعی  خانواده ای دچار پریشانی و اندوه و زندگی مردی جوان به نام

تونی فینگلتن که در همین خانواده پردردسربه بار می آید ولی با اتکا به قدرت

درونی اش تبدیل به یک قهرمان می شود.

 

* داستان فیلم - داستان امید بخشی است که در آن - تونی فینگلتن هیچگاه درراه

تحقق روئیاها یش که شنا کردن - بلیط رسیدن به آن است - دچارتزلزل نمی شود.

شناگر فیلمی است مسحور کننده وفراوش نشدنی و یک پیروزی همه جانبه.وجوه

انسانی قدرتمند فیلم باعث می شود نتوانیم به سادگی انگ (فیلم ورزشی) را به آن

بچسپانیم. شناگرفیلمی است تلخ وقدرتمند باداستانی فراموش نشدنی درباب رویاها

 

*این فیلم باکارگردانی فوق العاده راسل مالکاهی وفیلمبرداری زیبای مارتین مک

مگ گراث- تبدیل به اثری درخشان شده است. علاوه برکارگردانی و فیلمبرداری

وبازی ها - عامل بسیار مهم دیگری که بر قدرت فیلم افزوده- صحنه آرایی دقیق

و وسوسه آمیز آن است که به خوبی ما را در فضای استرالیای دهه 1950و60

قرار می دهد.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 20:12 توسط سرپیکو


Heat

مخمصه

نویسنده و کارگردان: مایکل مان. مدیر فیلمبداری: دانته اسپینوتی: تدوین: داو

هوئنینگ. موسیقی: الیوت گلدنتان. بازیگران: آل پاچینو(وینسنت هانا) رابرت

دنیرو(نیک مک کالی) وال کیلمر(شایهرلیس) جان وویت(نیت) ناتالی پورتمن

(لورن). 171 دقیقه. محصول آمریکا (1995).

Al Pacino in Heat

 

نیک مک کالی به همراه دارودسته اش - محموله ای از اوراق بهادررامی رباید

تا آنها را به صاحب اصلی اش -  ون زنت -  بفروشد .  وینسنت  هانا  کارشناس

جنایی که درزندگی خانوادگی با همسرو نادختری اش مشکلات فراوانی دارد  به

بررسی عملیات سرقت می پردازد. ون زنت و افرادش  به  گروه  مک کالی می

نشینند - ولی طی جدالی همگی کشته می شوند. مک کالی با دختری به نام  ایدی

آشنا و دلباخته اش می شود. او به همراه دارودسته اش تصمیم می گیردبه عنوان

آخرین عملیات به بانکی دسبرد بزنند- ولی ...

 

درباره شیوه بازیگری: شیوه دنیرو/شیوه پاچینو

فیلم مخمصه » ساخته مایکل مان یکی از بهترین نمونه ها برای فهم و شناخت دو شیوه بازیگری است: شیوه بازی درون گرا وشیوه بازیگری برون گرا. در

این فیلم این دو شیوه توسط دو غول پهنه بازیگری سینمای معاصرجهان  ارائه

می شود- یعنی آل پاچینو و رابرت دنیرو. این گونه است که  می توانیم  دراین

فیلم نمونه ای ترین شکل این دوشیوه بازیگری را ببینیم. ومطمئن باشیم هردو

بازیگربا اطمینان در اوج ودرکمال پختگی کار خود را انجام داده اند.

 

درباره فیلم:

فیلم مخمصه » داستان برخورد  و  کلنجارچند گنگستر و چند پلیس- ودر راس

آنها  یک  گنگستربه نام (مک کالی) ویک پلیس  به   نام  (هانا)  است.  هر دو

شخصیت مطمئن به نفس- خود محوروبه شدت حرفه ای هستندکه  قاعدتانهایت

کلنجارآنها باید خونین باشد وبه حذف فیزیکی یکی بینجامد. که می انجامد. هانا

پیروز می شود. اما پیروزی اوزیاد خوشایند نیست. چون این نوع شخصیت ها

همیشه در کنار هم ودربرخورد با هم معنی پیدا می کنند. قدرت و یکدندگی آنها

درآینه قدرت و یکدندگی طرف مقابل دیده می شوند. به همین سبب است که  در

این فیلم ها قاعده بر این است که کارگردان دوبازیگر هم طرازرا دعوت میکند

تا بتوانند از پس خلق چنین شخصیتهایی برآیند.

فضای فیلم مایکل مان طوریه که آدم هر لحظه خیال میکنه الان  دیگه   وقتشه

همفری بوگارت هم از راه برسه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 20:35 توسط سرپیکو


نجات سرباز رایان

کارگردان:استیون اسپیلبرگ - فیلمنامه: رابرت رودات- مدیرفیلمبرداری:

یانوش کامینسکی- تدوین: مایکل کان- موسیقی : جان ویلیامز .

بازیگران: تام هنکس(کاپیتان میلر) تام سایزمور(سرهنگ هوروات)

ادوارد برنز(سرباز رایبن) باری پیر(سربازجکسون) آدام گلدبر(سربازملیش)

مت دیمون(سربازرایان). 169 دقیقه- رنگی- 1998 آمریکا.

 

سال 1944. درروز قیامت(روز پیاده  شدن  نیروهای  آمریکایی  در  نرماندی

فرانسه) کاپیتان میلر بیشترافراد خودرا درحمله به ساحل اوهاما از دست  میدهد

سپس ازطرف ریاست ستاد ارتش ایالت متحده برای ماموریت ویژه ای برگزیده

می شود. این ماموریت نجات سرباز رایان است که پشت خطوط  دشمن  به  سر

می برد وهر سه برادر او در همان هفته درعملیات کشته شده اند…

 

نکته مهم فیلم: اسپیلبرگ به شما می گوید جنگ یعنی چه.

نجات سرباز رایان اسپیلبرگ به عنوان چیزی متفاوت با فیلمهای دیگرش مطرح

وهمچون  فیلمی   که معنای واقعی جنگ را باز می نماید  ستوده  شد.   به ویژه

صحنه های نبرد فیلم شگفتی همگان - حتی بازیگران فیلم  را  برانگیخت.  برای

طبیعی درآوردن این صحنه ها از تکنیکهایی برای مستند نمایی آنها استفاده  شده

است  و   بازیگران برای ایفای نقش خود وآشنایی به فنون نظامی گری مدتی در

اردوی نظامی تعلیم دیده اند. تماشای این فیلم برای کهنه سربازان  آمریکایی  که

خود درجنگ دوم شرکت داشته اند بسیار خاطره انگیز بوده است. (باید دید)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 20:35 توسط سرپیکو


ریوبراوو

1959- هاوارد هاوکز

ممکن است که ریوبراوو تصنعی به نظرآید اما هر صحنه از فیلم مکا شفه ای دردرون

یک کاراکتراست و میزان سرعت فیلم همزمان باایجاد هیجان به زیبایی افزایش می یابد.

مانند ماجرای نیمروز- داستان در شهری کوچک اتفاق می افتد ودرمورد رویارویی –

نیروهای قانون وعده ای یاغی است که سردسته آنان می خواهد برادرش را نجات دهد .

کلانترجان تی.چنس (جان وین) فردی باکفایت وکارآمد است- اما در ابتدا تنها معاون گیج

دود (دید مارتین)وزندانبان پیرولنگش استامپی (والتربرنان) هستند که به یاریش میشتابند

ازنکا ت جا لب وطعنه آمیز فیلم - مخالفت لجوجانه کلانتربرای یاری ازدیگران است .

(الهامی که پشت سر ریوبراوو وجود داشت دید ونظرمنفی هاوارد هاکزدرمورد ماجرای

نیمروزبود) این درحالی است که بعدا متوجه میشویم که او همواره به دستیاراحتیاج دارد

شخصیت قهرمانانه چنس درنهایت باعث دلگرمی وجرات یافتن سایرین می شود وهنوز

هم ظاهرا سرسختانه عبوس وکاراکترلغزش ناپذیرش به گونه ای طنزآلود نشانگرآسیب

پذیری انسان است. این موضوع به طورمشخص در رابطه دوستانه اوبا (دود) وارتبا ط

سرسختانه وعجیبش با فدرز(آنجی دیکنسون) دختری که در کافه کارمی کند ونمونه ای

قوی از یک کاراکترزنانه هاوکزی است که تسلیم نظرات وقضاوت کلانتردرمورد خود

نمی شود- به چشم می آید وآشکار می شود.

به نظر می آید که نقش های جان وین و دین مارتین شباهتهایی به هم دارند. مقتدرخوش

گذران- بارفتاری محترمانه- وهیچکدام هیچ وقت به این خوبی نبوده اند. هاوکزهیچ وقت

با دوربینش خیره نمی شود (تعریف خود اواز کارگردان خوب این است: کسی که شما را

هیچگاه آزار ندهد ).

 

 

من سینما رو دوست دارم...
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 20:29 توسط سرپیکو


 

چارلز برانسون ( 2003-1920 )

 

چارلز برانسون سالهای زیادی را به عنوان سیاهی لشگر- بازیگر نقشهای کوتاه

وسپس منفی بود واز این نظرکارنامه حرفه ایش شباهت زیادی به آنتونی  کویین

لی ماروین و لی وان کلیف دارد. فرزند یک معدنچی لیتوانیایی بودوبا نام چارلز

بوچینسکی درارنفیلد پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمد. پس ازبازگشت ازخدمت در

جنگ جهانی دوم به فعالیت های هنری  پرداخت .  ابتدا به عنوان صحنه آرا در

یکی ازگروه های تئاتری فیلادلفیا مشغول به کار شد- درچند نقش کوچک بازی

کرد و خیلی زود کارش را از پشت صحنه به روی صحنه تغییر داد.

نخستین نقش مهمش را در فیلم موزه مومی (1953) درنقش  آدم کش   صورت

سنگی (وینسنت پرایس) دانشمند تبهکار ایفا کرد ولی دوران ترقی اش را با فیلم

هفت دلاور(جان استرجس) درنقش برناردو آغاز کرد- اما فیلمی که یک شبه او

را دراروپا  و دیگر کشورها از جمله ایران به شهرتی واقعی رساند: مسافری از

باران (رنه کلمان) بود که  درپاریس - رم و  مادرید  پرفروشترین  فیلم سال شد.

تماشاگران اروپایی شیفته خشونت  و جذابیت حیوانی او شدند  و در پنجاه سالگی

به نماد جذابیت مردانه وگرانترین بازیگربین المللی بدل شد. در1971  به عنوان

محبوب ترین بازیگر جهان جایزه گلدن گلوب را ربود. برانسون در سوم  نوامبر

2003 بر اثر بیماری ذات الریه دربیمارستانی درلس آنجلس درگذشت.

فیلمها بانام چارلز برانسون:

ضربه طبل - وراکروز(1954) دزذ بچه- روی هدف (1955) جوبال ( 1956)

جهش تیر (1957) جدال در بوت هیل- خانه شماره 10- وقتی جهنم به پا شد -

کلی مسلسلی- جنگ دارودسته ها(1958) وقتی که خون می جوشد ( 1959) -

هفت دلاور(1960) ارباب دنیا- غرش طبل ها (1961) ایکس 15- کیدگالاهاد-

سرزمین خشن (1962) فرار بزرگ - چهار نفر عازم تگزاس (1963) مرغ

دریایی- نبرد تانکها (1965) این ملک توقیف است (1966) دوازده مردخبیث

(1967) توپهای سن سپاستین - ویا می تازد- خداحافظ رفیق- روزی روزگاری

در غرب- تونیکی- مردی که از باران آمد(1969)  نمی توانی از همه پیروزشوی

شهر خشونت- عرق سرد(1970) آفتاب سرخ- کسی پشت در- سرزمین چاتو-

نامه های والاچی- متخصص (1972) اسبهای والدز- قاتل سنگدل- آقای مجستیک

آرزوی مرگ- فرار از زندان - دوران سخت- گذرگاه بریکهارت (1975) ازظهر

تاسه - سنت آیوز(1976) بوفالوی سفید- تلفن (1977) عشق وگلوله (1979)

کابوبلانکو- مرز(1980) شکار مرگ( 1981) آرزوی مرگ 2 ( 1982)  ده

دقیقه به نیمه شب(1983)کارهای شیطانی مردان(1984)آرزوی مرگ3(1985)

قانون مدنی (1986) ترور(1987) پیام آور مرگ( 1988) آرزوی مرگ4-

موضوع های ممنوع (1989) دونده سرخ پوست(1991)آرزوی مرگ5(1994)

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 20:34 توسط سرپیکو


ناجورها

 

ناجورها را جان هیوستون کارگردان و بازیگربرجسته سینما درسال 1961 ساخته

است. ناجورها وسترن نیست ولی در کل حا ل و هوای یک وسترن را دارد.

 

موضوع فیلم درباره چند کابوی است که برای به دام انداختن اسبهای وحشی  به

نوادا می روند که یکی از آنها درگیر ماجرای عاشقانه با مطلقه ی زیبا می شود.

 

بازیگران فیلم را کلارک گیبل - مرلین مونرو- مونتگمری کلیف تشکیل می دهند

والبته ایلای والاک هم در فیلم بازی می کند که به نظر من تا حدودی زیر سایه این

سه غول سینمایی محو شده بود. نکته قابل توجه درباره فیلم این است که  ناجورها

آخرین فیلم کلارک گیبل - مرلین مونرو و مونتگمری کلیف است وهر سه بعد ازفیلم

می میرند.

 

کلارک گیبل گفته: کارکردن با مرلین مونرو در ناجورها مرا تا سرحد حمله قلبی

پیش برد . هیچ وقت از تمام شدن یک فیلم این قدر خوشحا ل نشده بودم!

 

یک نکته درباره کلارک گیبل:

یه روز تو یه مجله قدیمی درباره یکی از فیلمهای کلارک گیبل خوندم(دریک شب اتفاق افتاد) که تو یکی از سکانسها ی فیلم کلارک گیبل پیراهنش رو در میاره ولی

می بینند که زیر پیراهن نپوشیده وبدنش لخته... بعد ازاکران فیلم قیمت زیرپیراهن

درآمریکا نصف میشه و صاحبان کارخانجات تولیدی از کمپانی فیلم شکایت میکنند.

همینه که به کلارک گیبل می گفتند (سلطان هالیوود)

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 20:33 توسط سرپیکو |