( به نظرمن اگر می خواهی فیلم ساز شوی باید همه بالا وپایین زندگی وعشق ورنج را تجربه کنی ) سام پکین پا

پکین پا در یک نگاه:
متولد 21 فوریه 1925 در فرسنو کالیفرنیا
مرگ در28 دسامبر1984.
فیلم های سام پکین پا:
|
( به نظرمن اگر می خواهی فیلم ساز شوی باید همه بالا وپایین زندگی وعشق ورنج را تجربه کنی ) سام پکین پا پکین پا در یک نگاه: متولد 21 فوریه 1925 در فرسنو کالیفرنیا مرگ در28 دسامبر1984. فیلم های سام پکین پا: |
|
همراهان مرگبار (1961) |
|
بردشت رفیع بتاز (1962) |
|
سرگرد دندی (1965) |
|
این گروه خشن (1969) |
|
حماسه کیبل هوگ (1970) |
|
سگ های پوشالی (1971) |
|
جونیر بانر (1972) |
|
این فرار مرگبار (1972) |
|
پت گارد وبیلی کید (1973) |
|
سرآلفردوگارسیا را برایم بیاور (1974) |
|
قاتل زبده (1975) |
|
صلیب آهنی (1977) |
|
قافله (1978) |
|
تعطیلی آخر هفته اوسترمن (1983) |
جنون و جانی های روانی مهم سینما
انتخاب این جانی های روانی از بین صدها نمونه کار آسانی نیست- همه قاتلان بدون
چهره – که حالتی ماشینی دارند از این صورت حذف شده اند.
فرانسیس بگبی:(رابرت کارلایل در قطاربازی)
فلسفه شخصی: (من از آن آدمهایی نیستم که دوست دارند دنبال دردسربگردند)
(که البته هست...)
شگرد:(یک مشت ناگهانی به زیرشکم- یاکوبیدن یک لیوان(پر)به صورت –
زدن ضربه های خطرناک به سر- یا ضربه ای با چاقوی ضامن دارهمیشه آماده)
نورمن بیتس(آنتونی پرکینزدرروانی)
فلسفه شخصی: (بهترین دوست یک انسان مادر اوست)
شگرد:(استفاده از استرکینن یا چاقوی آشپزخانه- مخفی کردن اجساد در باتلاق
پشت متل)
فرانک بوث:(دنیس هوپر در مخمل آبی)
فلسفه شخصی: (من تورا مستقیم به جهنم می فرستم- حرام زاده!)
شگرد:(فرانک با سیلاب کلمات زشت وناسزا گرم می شود- بعد چرندیات –
نامفهومی سرهم می کند- اودوست دارد قبل ازکتک زدن قربانیان راتاسرحد
مرگ بیازارد- به همین دلیل خود را با رژلب رنگی می کند)
تامی دوویتو:(جوپشی در رفقای خوب)
فلسفه شخصی:(چی چی من خنده داره لعنتی؟)
شگرد:(غیرقابل پیش بینی- زدن یخ شکن به پشت گردن- شلیک مرگبارگلوله
حمله با چاقو- کوبیدن بطری بر سر)
جان رایدر:(روتگر هائر)
: فلسفه شخصی:(من چه می خواهم؟می خواهم که تو جلویم را the hitcher
را بگیری.
شگرد:(اتو استاپ زدن- پنهان کردن انگشتان قربانیان در میان سیبزمینی های
سرخ کرده- کشیدن بدن دختران بخت برگشته با ماشین- ملوچ ملوچ کنان با
قربانیان صحبت کردن- همیشه آماده عطسه کردن است)
هانیبال لکتر:( آنتونی هاپکینزدرسکوت بره ها)
فلسفه شخصی:(بی نزاکتی بدون چون وچرا درنظرمن زشت است)
شگرد:( آدمها را می پزد وبه دوستان تعارف می کند- می تواند به نیروی کلام
هم آدم بکشد- با چوبدستی وگرزهم خوب کار می کند)
فرانک وایت:(کریستفرواکن در سلطان نیویورک)
فلسفه شخصی:( تا به حال کسی را نکشته ام که سزاوار مرگ نباشد)
شگرد:( در کار معتقد به (یا قبول کن یا برو) اعتقاد به بروچاره ای جز قتل
برایش باقی نمی گذارد) دوش گرفتن او راتاسرحد جنون می کشاند)
جان دو:(کوین اسپیسی در هفت)
فلسفه شخصی:( ما چه عروسکهای خیمه شب بازی مضحکی هستیم- درچه
صحنه کوچکی می رقصیم- ما چقدر مسخره ایم.)
شگرد:( اعدام های سمبولیک بسیار دقیق ومخوف برای یادآوری بعضی –
قوانین مکاتب قدیمی دنیا)
مکس کدی:( رابرت دنیرو در تنگه وحشت)
فلسفه شخصی:( تو یاد می گیری که از دست دادن یعنی هیچی)
شگرد:( بلندخندیدن به فیلمهای جان ریتر- پول بستنی و صبحانه دیگران را
حساب کردن- البته او زنان زیادی را هتک حرمت کرده وسگ ها را مسموم
کرده است- قاتلی است بدون احساس ندامت.)
تاجرونیزی
The merchant of
کارگردان: مایکل رادفورد. فیلمنامه: مایکل رادفورد- بر اساس نمایش نامه ای به
همین نام از ویلیام شکسپیر. مدیر فیلمبرداری:بنوا دلوم. موسیقی: جوسلین پوک.
بازیگران: آل پاچینو(شایلاک)- جرمی آیرونز(آنتونیو)- جوزف فاینز(باسانیو)
لین کالینز(پورشا)- زلیخا رابینسون(جسیکا)- کریس مارشال(گراسیانو).
محصول2004 آمریکا- 138 دقیقه.
ونیز- قرن شانزدهم. در دوران اقتدار اشرافزادگان مسیحی- آنتونیو تصمیم می گیردبرای
کمک به دوست صمیمی اش باسانیو مبلغی- سه هزار سکه- از یک ربا خواریهودی به
نام شایلاک قرض کند تا دوستش بتواند به وصال پورشای زیبا برسد. اما شایلاک در –
ازای پرداخت این پول شرط عجیبی می گذارد- مبنی بر اینکه اگر نتواند قرض خود را
به موقع بپردازد- باید در مقابل تکه ای از گوشت تنش را بدهد. آنتونیو می پذیرد اما –
ورشکستگی اش که در پی از بین رفتن کشتی تجاری اش اتفاق می افتد- موجب ناتوانی
او در پرداخت این قرض می شود و... (بایددید)
درباره فیلم:
تاجرونیزی یکی از مشهورترین نمایش نامه های شکسپیراست که مدام روی صحنه می رود- وفیلم مایکل رادفورد هم ظاهرا اولین نسخه انگلیسی زبان است که برای نمایش –
عمومی درسینما ونه تلویزیون ساخته شده.زیرا اولین نسخه سینمایی آن در نخستین سال
های پیدایش سینما در آمریکا وانگلستان ساخته شده است که همگی صامت بوده اند.
رادفورد بادیدگاه سنتی اش مشکل تعصب وکینه توزی دیرین میان ادیان رابه شکل تاثیر
گذاری به نمایش می گذارد. صحنه های ونیز حالتی آشوب زده ومتلاطم دارند- درحالی
که فضای بیرونی شهرواطراف خانه پورشا شادتر وآرام تر است.صحنه های خارج از-
ونیزبا آن پس زمینه زمستانی ومه آلود خاکستری شبیه همان چیزی است که در(حالانگاه
کن) (نیکلاس روگ می بینیم) وصحنه های داخلی که با نورشمع ها روشن شده اند. با-
نمایش چهره های درخشان در پس زمینه های تاریک- سایه روشنهای نقاشی های (کارا
واجو) راتداعی می کند وبه نظر می رسد که این مساله تعمدی بوده زیرا کاراواجواز –
نقاشان معاصر شکسپیر بوده است. این تضاد در بیشتر صحنه های فیلم به چشم میخورد
مانند صحنه های بلمونت که درویلایی دل انگیزوزیبادرجزیره ای واقع دریک دریاچه
فیلمبرداری شده ودرست برخلاف فضای تیره ومه آلود ونیز- زیر نور خورشید وماه می
درخشد. ساختن تاجرونیزی برای کارگردان وستاره فیلم- آل پاچینوامتیازی محسوب می
شود. هیچ کدام از نقش های آل پاچینو اهمیت وجذابیت به یادماندنی هنرنمائیش در دو
قسمت اول پدرخوانده را ندارد وحتی فیلم بوی خوش زن راکه برای او اسکار را به –
ارمغان آورد یا سومین قسمت پدرخوانده نیز نتوانست آن موفقیت رانیزتکرار کند. اما –
تاجرونیزی می تواند پس از آن دو فیلم قرار گیرد.
در هر حال تاجر ونیزی مایکل رادفورد یکی از بهترین اقتباس های شکسپیری در
سالهای اخیر است که با نگاهی هوشمندانه ومتفکرانه به ادبیات پیچیده آن زمان و
فیلمبرداری عالی وموسیقی جذاب- البته به کار گیری ستاره هایی کاردان وشایسته تبدیل
به اثری جذاب و به یادماندنی شده که قطعا در این گونه از فیلم سازی حرفهای زیادی
برای گفتن دارد.
|
Big fish |
ماهی بزرگ |
|
بازیگران |
کارگردان: تیم برتون |
|
یوان مگ گرگور |
فیلمنامه: جان آگوست |
|
آلبرت فینی- استیوبوشمی |
موسیقی: دنی الفمن |
|
بیلی کروداپ- جسیکا لنگ |
تدوین: کریس لیبنزن |
|
مدت: 125 دقیقه |
محصول 2003 آمریکا |
|
ادوارد بلوم (یوان مک گرگور) از روزهای کودکی شیفته ماهی هاست که جزئیات زندگی آنها را در کتابها خوانده. اودر آلاباما زندگی می کند وآرزو دارد دنیا را ببیند. درشهرش – مورد توجه همه هست و همه کارهایش را کامل وعالی انجام می دهد. وقتی غولی به گله – مردم شهرش دستبرد می زند- همه برای نابودی او به پا می خیزند. ادوارد به ملاقات غول می رود وبا او دوست می شود. او غول را هم به سفری با خود فرا می خواند. ادوارددریک شهر با استقبال گرمی روبرو می شود ولی حاضر نیست آنجا بماند.او غول را به سیرکی – می برد ورییس سیرک غول را به خدمت می گیرد. ادوارد در سیرک با دختری آشنا میشود وشیفته او می شود.ولی دختر ناپدید می شود وتلاش ادوارد برای پیدا کردن اوبی نتیجه است رییس سیرک به شرطی که ادوارد برای او کار کند- گاهی نکاتی ازهویت دختررافاش می- کند. ادوارد پس از اینکه نام دختر- ساندرا- را می شنود به دنبال او می رود. ساندرا نامزد- دارد که همان رقیب همیشگی ادوارد در شهرش است. ولی ساندرا هم شیفته عشق ومحبت اومی شود وبا او ازدواج می کند.آنها صاحب پسری می شوند.پسربه قصه های پدردرمورد ماهی بزرگ اعتقاد ندارد. همسر پسر به ادوارد درروزهای واپسین زندگی رابطه گرمی را پیدا می کند وپسر هم به تدریج با علاقه بیشتری به آن رویاها گوش می دهد.ادوارد می میرد وپسر با کمال حیرت با کسانی روبرو می شود که پدر در تمام عمرش در قصه هایش ازآنها نام برده بود. این فیلم شاهکاری از تیم برتون است(ببینید) |
تیم برتون دریک قاب
متولد 25 اوت 1958 دربربنک کالیفرنیا- لیسانس انستیتوهنرکالیفرنیا
|
فیلمها*1982:وینسنت(انیمیشن کوتاه) فرانکن وینی(کوتاه) |
|
1985: ماجراهای بزگ پی وی |
|
1988: بیتل جوس |
|
1989: بت من |
|
1990: ادوارد دست قیچی(تهیه کننده وهمکاری در فیلمنامه) |
|
1992: بت من باز می گردد(همکاری درتهیه)- مجردها(فقط بازی) |
|
1993: کابوس پیش از کریسمس برتن(فیلمنامه وهمکاری درتهیه) |
|
1994: ادوود(وهمکاری در تهیه) |
|
1995: بت من برای همیشه (مجری طرح) |
|
1996: مریخ حمله می کند(همکاری درتهیه وفیلمنامه)- جیمزوهلوی غول آسا(همکاری در تهیه) |
|
2001: سیاره میمونها |
|
2002: اسلیپی هالو |
|
2003: ماهی بزرگ |
|
2005: چارلی وکارخانه شکلات سازی |

HOW GREEN WAS MY VALLY دره من چه سبز بود بازیگران فیلمبردار کارگردان والتر پیجن آرتور میلر جان فورد مارین اوهارا موسیقی فیلمنامه رادی مک دوال آلفرد نیومن فیلیپ دان دانلد کریسپ تدوین بر اساس رمان سارا آلگود جیمز ب کلاین لیو الین
* محصول 1941 آمریکا- 118 دقیقه- سیاه و سفید.
* تاریخ نمایش در ایران: 5 تیر 1379 ازشبکه چهارم.
نگاهی به موضوع فیلم:
هیو(رادی مک دوال) کودکی اش را به یاد می آورد. در ده سالگی اش- دره ای که خانواده
پرجمعیتش در آن زندگی می کنند- همچنان سر سبز است و زندگی خوب وخوشی برقراراست
پدر و پنج برادر بزرگتر هیو در معدن کار می کنند. صاحب معدن تصمیم می گیرد دستمزدها
را کاهش دهد. اعتصاب به راه می افتد و برادرها به رغم مخالفت با پدربه اعتصاب میپیوندند
وازخانه می روند.مادربرای قانع کردن کارگران همراه با هیونزد آنها می رود وهنگام بازگشت
هردودررودخانه یخ زده می افتند. کشیش محله – آقای گروفیلد که دوستدارآنگاراد خواهر هیو
است کمک می کند که پاهای هیو بهبود پیدا کند. پسر صاحب معدن به خواستگاری آنگاراد می آید
واو با اینکه به کشیش علاقه مند است می پذیرد. هیو به مدرسه می رود وازمعلمش کتک میخورد
ویکی از آشنایان به تلافی معلم را کتک می زند. اعتصاب سرانجام تمام می شود ولی برادران –
هیو یکی یکی مجبور می شوند دره را ترک کنند. ایوور- یکی ازبرادرها درست در روز به دنیا آمدن پسرش در حادثه معدن کشته می شود. هیومی رود در خانه زن برادرش زندگی کند تا با کار
د رمعدن از زن و بچه برادرش حمایت کند. آنگاراد از آفریقای جنوبی برمی گردد وتصادفا با –
آقای گروفیلد روبرو می شود. این قضیه شایعاتی را دامن می زند واو را مجبورمیسازد تا کشور
ولز را ترک کند. در همین زمان بخشی از معدن ریزش می کند وپدر زیر آوار می ماند. هیو و –
آقای گروفیلد ودایی باندوی نابینا پایین می روند تا پدر را نجات دهند. جسد پدر را می آورند بالا و
این پایان دردناک خاطرات کودکی هیو است.
این فیلم زندگی ست وسینما در ناب ترین شکل اش*( باید دید)
زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم*زندگی واقعیت است که باید آن راتجربه کنیم
A FISTFUL OF DOLLARS E.MORRICONE انیو موریکونه تحصیلاتش را در آکادمی موسیقی سانتا چچییلیایی (رم در رشته های کمپوزیسیون ترومبون و رهبری ارکستر) به پایان برد. کارش را با ساختن آثار سمفونیک مجلسی وبرای تئاتر ورادیو و سپس تلورزیون آغاز کرد. از اوایل دهه 1960 به ساختن موسیقی برای فیلمهای ایتالیایی و به زودی بین المللی پرداخت. شاید پرکارترین آهنگسازتاریخ سینما و تلورزیون بشود چون تا به حال بیش از ۳۷۰ موسیقی فیلم ساخته و همچنان فعال است. موریکونه شهرتش را با موسیقی فیلمهای وسترن به دست آورد. در تمام نوعهای سینمایی کار کرده ودر آثارش از موسیقی های جاز- بلوز- پاپ- محلی وکلاسیک استفاده می کند. بزرگترین لطمه را به جهت پرکاریش خورده است . آن قدر که ساخته هایش بگیر و نگیر دارند . اما شاید به عنوان ادای دین بیشترین موسیقی هایش را برای لئونه ساخته باشد. از جمله بهترینهایش در روزی روزگاری در غرب که در آن بهتر از هر آهنگسازآمریکایی حال وهوای غرب قدیم را باز می سازد. البته استثنای از جمله روزهای ملکوتی که در آن با وام ازتمی ساخته آهنگسازقرن نوزدهم فرانسه کامیل سن سانس به جامعه کشاورزی اوائل قرن آمریکا می پردازد. او تنها آهنگسازدر حال کار موسیقی فیلم در دنیاست که استعدادی غریب در ساختن ملودیهای تازه دارد پسرش آندره آ – نیز آهنگساز است که با پدردر ساختن موسیقی سینما پارادیزو همکاری کرد. ازفیلمها: 1961 فاشیست- 1963 مارمولکها- 1964 به خاطر یک مشت دلار- 1965 مشت در جیب یک تپانچه برای رینگو- به خاطر چند دلار بیشتر- نبرد الجزیره- 1967 توپهای سن سپاستین-آرابلا- 1968 گالیله- تئورما- روزی روزگاری در غرب- آن نوامبرعالی- 1969 دسته سیسیلی ها- بسوزان دوقاطر برای خواهر سارا- 1971 طبقه کارگر به بهشت می روند- دکامرون-1972 ریش آبی1970 1974 هزارویک شب- سالو- صدوبیست روز سودوم- زن یکشنبه- 1978 روزهای ملکوتی- سفربه آنتیا- علفزار- 1980 جزیره – تراژدی مر مسخره- 1983 کلید- 1984 روزی روزگاری درآمریکا 1985 سونیای سرخ- 1987 تسخیر ناپذیرها- 1988 سینماپارادیزو- دیوانه وار-1989 ضایعات – جنگی- 1990 همه خوبند- هملت- آواهای مه- 1991 باگزی- 1992 شهر خوشی و...... GOD LOUK JACK e.morricone دوستان عزیز آثار انیوموریکونه هم اکنون در بازارموجود می باشد از جمله کاست موسیقی : برای یک مشت دلار